![]() |
![]() |
|
| جایی برای ِ خرد شدن ِاعصاب ِبرخی خواننده گان اش و لذّت ِبرخی دیگر ؛ البته هیچ کدام اش برایم مهم نیست |
|
مگه چیه خب؟ عیده دیگه! در باب ِآن چه که تلویزیون در نوروز داشت و آن چه که نداشت
روزنامه یِ روزان/پنج شنبه ۲۰/۱/۸۸
پیش نوشت:
در طول ِتعطیلات ِنوروزیِ کمابیش طولانی ِما ایرانیان، سازمان ِمحترم ِصدا و سیما- که از این پس در این یادداشت به صورتی خودمانیتر، آن را تلویزیون می نامیم- تلاش کرد تا به قول ِمعروف سنگ ِتمام بگذارد و مخاطبان ِایرانی را از پایِ انواع و اقسام شبکه هایِ ماهواره یی ِفارسی زبان یا غیر ِفارسی زبان بلند کند و پایِ تلویزیون ِوطنی ِخود ِمان بنشاند. حال ما می خواهیم ببینیم آیا واقعاً چنین کاری را توانسته اند بکنند یا نه؟ آیا تلویزیونی ها به اهدافشان رسیده اند؟ آیا اساساً
1- خواب هایِ بد و خواب هایِ خوش: اگر اجازه بدهید می خواهم شما را ببرم به حدود ِبیست تا بیست و پنج سال ِپیش و هرچند برایِ برخی نیاز به یادآوری گذشته ها نیست؛ امّا لا اقل نسل هایِ بعد از دهه یِ شصت باید بدانند حوالیِ تلویزیون ِآن زمان چه خبرهایی بوده و بدانند که وقتی ماهواره یی هنوز درکار نبود، تلویزیون برایِ مخاطبان اش چه داشت. فکر می کنم خیلی ها بتوانند تصویری را که من می خواهم مجسّم کنند؛ دو شبکه یِ تلویزیونی با ساعات ِپخش محدود و برنامه هایِ محدودتر، تفریح ِخانواده ها منتظر شدن و تماشا کردن ِ پس حال که همه یِ این ها را گفتم باید دید الان واقعاً تلویزیون چه دارد که هنوز عرصه یِ رقابت را به طور ِکامل به ماهواره ها واگذار نکرده است؟ باز هم باید صحنه هایی را مجسّم کرد؛ با این همه، هم چنان تلویزیون ِما کیلومترها با قواعد و استانداردهایِ بین المللی فاصله دارد و اگر چنین نبود که دیگر کار نگارنده یِ این یادداشت بیهوده می نمود. پس، حال در بخش هایی مجزّا به بررسی ِوضعیّت ِتلویزیون در نوروز ِ1388 می پردازیم.
2- داشته ها و نداشته هایِ تلویزیون در نوروز ِ88: بنایِ این یادداشت در این قسمت بر این است که در هر بخش یکی از برنامه هایِ تلویزیونی به
الف- سریال ها:
بهترین: مرد ِدو هزار چهره ظاهراً مهران ِمدیری همیشه اوّلین بودن را دوست دارد؛ پس دیگر می توان او را اوّلین طنزپرداز ِ عرصه یِ تصویر دانست که خود اش را هجو کرده است. او تصمیم گرفت مجموعه یِ موفق ِ
بدترین: سریال ِ«عید ِامسال» شبکه یِ تهران که زمانی پیش تاز ِساخت ِسریال ها و برنامه هایِ جدید و متنوّع بود، حالا به جایی رسیده است که فقط می توان برایش ابراز ِتأسّف کرد. سعید ِآقاخانی که پیش از این، تله فیلم ِخوب ِ«هندوانه یِ شب ِیلدا» را از او دیده بودیم، این بار با لشکری از بازیگران ِکمدی از مهران ِغفوریان گرفته تا علی ِصادقی، محسن ِقاضی مرادی، بهنوش ِبختیاری و ... و ... حتّا نتوانست یک کار متوسّط ارائه بدهد. آشفتگی و از هم گسیختگی از جای جایِ فیلم نامه می بارید. در ابتدا به نظر می رسید که خود ِسعید ِآقاخانی سریال را نوشته است امّا نویسنده یِ کار شخصی گمنام به نام ِ«سعید ِفرهادی» است که هرچه تلاش کردیم نتوانستیم سرنخی از او پیدا کنیم و یا با او گفتگویی انجام دهیم تا ببینیم روند ِنوشتن ِچنین کار ِضعیفی چگونه بوده است؟
سایر ِسریال ها:
ماه ِعسل: شاهد ِاحمدلو در اولین تجربه یِ جدّی ِسریال سازی ِخود، کاری قابل ِقبول ارائه داد ولی نه در حد و اندازه هایِ سریال ِنوروز ِسال ِقبل ِشبکه یِ دو «نشانی» ساخته یِ رامبد ِجوان. فیلمنامه یِ متوسّطی داشت امّا از یک انسجام ِنسبی برخوردار بود و در مجموع کاری استاندارد بود با بازی هایِ خوب.
اشک ها و لبخندها: حسن ِفتحی ثابت کرد در مدیوم ِکارهایِ مناسبتی از قبیل ِسریال هایِ
کلاه قرمزی 88ِ: ایرج ِتهماسب بعد از مدّت ها آرزویِ خود را درباره یِ بازگرداندن ِکلاه قرمزی به تلویزیون، جامه یِ عمل پوشاند. نوشتن درباره یِ این مجموعه از گنجایش ِاین یادداشت بیرون است و به بررسی ِمشروح و دقیق ِآن می توان در یادداشتی دیگر پرداخت.
تنهایی هایِ قلزم ِمقرنس: این مجموعه یِ نمایشی که در قالب ِبرنامه یی جُنگ مانند به نام ِ«بهشت و بهار» از شبکه یِ اول ِتلویزیون پخش شد. این کار قالبی مونولوگ گونه داشت و تنها بازیگر ِآن «مهران ِرجبی» بود و اگر عادلانه بخواهیم قضاوت کنیم بسیار درخشان بازی کرد. می توان گفت این اولین مجموعه یِ ایرانی در چنین قالب و شکلی بود و «شهرام ِشکیبا» هم به خوبی از پس ِنوشتن ِدیالوگ هایِ آن برآمده بود.
ب- فیلم هایِ تلویزیونی (تله فیلم ها): طبق ِگفته هایِ عزت الله ِضرغامی رییس ِصدا و سیما، یکی از علل ِافزایش ِسرسام آور ِتولید ِ
پ- برنامه هایِ زنده: فارغ از تمام ِشوهایِ موقع ِتحویل ِسال که بسیار بی مزه و بی نمک و بی نظم بودند و
حال برسیم به بهترین و بدترین:
بدترین شویِ زنده: فوتبال ِایران- عربستان/شنبه 8/1/88/ ورزشگاه ِآزادی: تا کِی می خواهند عید ِمردم را به عزا تبدیل کنند معلوم نیست. یک نمایش ِعظیم ِتلویزیونی که تماشاچی ویژه اش هم رییس جمهوری بود. نمایشی که به اخراج ِبازیگر ِنقش ِاوّل تمام شد.
بهترین شویِ زنده: برنامه یِ نود ِچهارشنبه 12/1/88: در شبی که رکورد ِنظرسنجی ِپیام ِکوتاه ِنود با بیش از سه میلیون شرکت کننده شکست، همه چیز حول ِمحور بلایی بود که علی ِدایی خود بر سر ِخود اش آورد و عادل ِفردوسی پور با هوشمندی گفت: «به نظر ِمن خیلی زود دل ِمان برایِ حرف زدن هایِ علی ِدایی تنگ می شود.»
* * *
در هر حال باید امیدوار بود روزی برسد که قصد و هدف ِاصلی ِتلویزیون فقط سرگرم کردن و جواب دادن به نیازهایِ مخاطب باشد و نه رفع ِتکلیف ِصرف.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 4:19 توسط پریشان |
|
|
خزعبل کده ی ِاصلی تماس با خزعبل باف صندوق چه ی ِخزعبلات پروفایل ِ صابلّه ی ِ این خزعبل کده |
| ما این جا برای چه مشتی خزعبل می بافیم ؟ |
به نظر شما ، فایده ای هم داره ، که آدم ، علّامه ی دهر و دائرۀ المعارف ِ سیّار باشه؟ اگه داره ، پس این خراب شده رو ببینید ؛ اگه نداره هم ، هر جور راحت اید .
|
| صندوق ِ مراسلات |
|
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 تیر 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
|
RSS
|