تبليغاتX
نیم چه خُزعبلاتی از یک پریشان
جایی برای ِ خرد شدن ِاعصاب ِبرخی خواننده گان اش و لذّت ِبرخی دیگر ؛ البته هیچ کدام اش برایم مهم نیست
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin



آهنگ ِ«ایران ِکهن» (خس و خاشاک) با صدایِ استاد شهرام ِناظری


شعر : زنده یاد فریدون ِمشیری // آهنگ ساز: پژمان ِطاهری

 

 

اى خشم ِبه جان تاخته، توفان ِشرر شو

اى بغض ِگل انداخته، فرياد ِخطر شو

 

اى روىِ برافروخته، خود، پرچم ِرَه باش

اى مشت ِبرافراخته، افراخته تر شو

 

اى حافظ ِجان ِوطن، از خانه برون آى

از خانه برون چيست؛ كه از خويش به در شو

 

گر شعله فرو ريزد، بشتاب و مينديش

ور تيغ فرو بارد، اى سينه! سپر شو

 

خاک ِپدران است که دست ِدگران است

هان ای پسر ام! خانه نگه دار ِپدر شو

 

دیوار ِمصیبت کده یِ حوصله بشکن

شرم آید ام از این همه صبر ِتو، ظفر شو

 

تا خود، جگر ِروبهکان را بدرانی

چون شیر در این بیشه، سراپای، جگر شو

 

مسپار وطن را به قضا و قدر، ای دوست

خود بر سر ِاین، تن به قضا داده، قدر شو

 

فریاد به فریاد بیفزای که وقت است

در یک نفس ِتازه اثرها ست، اثر شو

 

ایرانی یِ آزاده! جهان چشم به راه است

ایران ِکهن در خطر افتاده خطر شو

 

مشتی خس و خار اند، به یک شعله بسوزان

بر ظلمت ِاین شام ِسیه فام، سحر شو


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 4:24  توسط پریشان | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


داریوش ترانه یی خوانده به نام ِ«حرکت» با ترانه یی از محمدرضا

اصفهانی و آهنگی از محمد ِشمس؛ بنا به روایتی این آهنگ تقدیمی است

به 18 تیر و دانشجویان و مبارزان.


دریافت ِآهنگ ِ«حرکت» با صدایِ «داریوش»


حرکت از این بیش شتابان کنیم // ولوله در ولوله باران کنیم


جنگل و شهر و ده و کوه و کمر // از نفس ِخویش شکوفان کنیم

دانه یِ هر گل که تو پرپر کنی // باز بکاریم و دو چندان کنیم

پای بکوبیم و برآریم دست // خنده زنان ترک ِسر و جان کنیم

خنده زنان ترک ِسر و جان کنیم

روشن از ایمان به طلوعی قریب // چوبه یِ اعدام چراغان کنیم


دل چو به پیمان ِخدا داده ایم // سر گرو ِحرمت ِپیمان کنیم


تا تو بدانی که چه ما می کنیم // هرچه تو گفتی نکنید آن کنیم

هر چه تو گفتی نکنید آن کنیم

آتش ِپنهان ِدرون را برون // از دل ِخاکستر ِایران کنیم

شعله بگیریم از این آتش و // مشعل ِتاریخ فروزان کنیم

باز بسازیم بنایی دگر // ساخته یی هرچه تو ویران کنیم

خواب و خیال ِخوش ات آشفته ایم // بیش از این نیز پریشان کنیم

می شنوی؟

می شنوی؟ این تپش ِطبل ِما ست // باش و ببین تا که چه طوفان کنیم

حرکت از این بیش شتابان کنیم // ولوله در ولوله باران کنیم




+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 23:23  توسط پریشان | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سی سال ِقبل، «کریس دی برگ» (Chris De Burgh) خواننده یِ

مشهور ِایرلندی آهنگی خواند به نام ِ«انقلاب» (Revolution) که دقیقن

با فضایِ انقلابی یِ آن موقع ِپدران و مادران ِمان هم خوان بود. الان نیز

شنیدن اش بد نیست.


دانلود ِآهنگ ِ«انقلاب» از «کریس دی برگ»


دانلود ِمتن ِاصلی یِ ترانه یِ «انقلاب» به زبان ِانگلیسی


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 3:21  توسط پریشان | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

جمشید ِشیبانی، خواننده، بازیگر، کارگردان و پیش پرده خوان ِایرانی نیز در 87 ساله گی در غربت ِلس انجلس درگذشت. یاد اش هماره برقرار باد.

 

از این لینک می توانید مشهور ترین آهنگ ِوی «سیمین بری» را دریافت کنید :

 

سیمین بری/ خواننده و آهنگ ساز: جمشید ِشیبانی / ترانه سرا: ابراهیم ِصفایی

 


متن ِترانه در ادامه یِ مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 1:4  توسط پریشان | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin



طرف ِما شب نیست

صدا با سکوت آشتی نمی کند

کلمات، انتظار می کشند


من با تو تنها نیستم؛ هیچ کس با هیچ کس تنها نیست

شب از ستاره ها تنها تر است ...


***

طرف ِما شب نیست

چخماق ها، کنار ِپتیله بی طاقت اند


خشم ِکوچه در مُشت ِتو ست

در لبان ِتو شعر ِروشن صیقل می خورَد

من، تو را دوست می دارم؛ و شب، از ظلمت ِخود وحشت می کند

ا.بامداد


با صدایِ خود ِنازنین شاعر بشنوید


+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 4:1  توسط پریشان | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

 

 

هنرمند برایِ رشد به صبر نیاز دارد

 نه به ترکاندن ِبازار!

 

گپی با عبدی ِبهروان­فر، موزیسین ِراک و بلوز

در حاشیه­یِ اجرایی خصوصی در تهران

 

* روزنامه یِ روزان/پنج شنبه ۳۱ ِاردی بهشت ِ۱۳۸۸

 

 

پیش­نوشت- عبدی ِبهروان­فر متولد ِ1354 در مشهد است. او سال­هاست که دغدغه­هایش در عرصه­یِ موسیقی ِراک و بلوز و نیز موسیقی ِفولکلور با تاسیس و سرپرستی ِ«گروه ِراک ِماد» در مشهد- متشکل از خودش، نوید ِاربابیان، علی ِباغ­فر و محسن ِنامجو- و ضبط و انتشار دو آلبوم در کانادا و امریکایِ شمالی نشان داده است. پس از مدتی اقامت و تحصیل و کار در ارمنستان، مدتی است به ایران بازگشته و حال در حاشیه­یِ یکی از اجراهایِ خصوصیش در تهران با او به گفتگو نشستم. هر دو ترجیح دادیم در رابطه با گروه ِماد و سرانجامش و سایر ِمسایل ِگذشته کمتر بگوییم و بیش­تر بپردازیم به بحث ِمخاطب و هنرمند و رابطه­یِ مخدوش شده­یِ آن­ها در ایران. فرصت کوتاه بود و بسیاری حرف­ها ناگفته ماند و بحث در باب ِموسیقی ِمحلی ِخراسان و کارهایِ خود ِعبدی موکول شد به مرتبه­یِ بعد. از همه چیز گفتیم از «دورز» و «پینک فلوید» و «جیمی هندریکس» گرفته تا خدابیامرزها «فرهاد» و «فریدون ِفروغی». باشد تا شما را خوش بیاید!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 21:50  توسط پریشان | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

من آمده ام؛ من آمده ام که عشق فریاد کنم

در غم ِنبودن ِ«جلیل ِزُلاند»

 

 

* روزنامه یِ روزان/شنبه ۱۹ ِاردی بهشت ِ۸۸

البته تیتر ِاین یادداشت به دلیل ِارتباط داشتن با "گوگوش"! سانسور شد و "ای ساربان آهسته ران" جای گزین اش شد!

 

لینک ِمطلب در وب گاه ِروزنامه یِ روزان

 

 

 

 

الف- کسی در می گذرد؛ در می گذرد از این دالان ِپرپیچ ِدنیا؛ کسی که بارها و بارها با نواها و نغمه هایش، با آهنگ ها و آوازهایش، این دالان ِتاریک را به زیب ِنور آراسته و تاریکی زدوده؛ آن گاه که در می گذرد، ما، همان ها که اسم ِخود را «ایرانی» گذاشته ایم، در کمال ِبی اعتنایی و نا آگاهی، نبودن اش را وقعی نمی گذاریم؛ یا نمی شناسیم اش- که فرزندان اش، آینه هایِ عمر اش را می شناسیم- و یا اگر بشناسیم و خبر ِتلخ را بشنویم که «جلیل ِزُلاند، بزرگ ترین آهنگ ساز و آوازخوان ِمعاصر و حنجره یِ زرین ِافغانستان درگذشت.» می گوییم «افغانستان کجا و ما کجا؛ مگر آن ها مرگ ِبنان ها و ترقی ها و یاحقی ها و بسطامی ها را وقعی نهادند؟» و من در جواب می گویم «بله؛ اتفاقاً آن ها بیش از ما به وحدت ِپارسی زبان ها؛ تاجیک ها، افغان ها و ما ایرانی ها، اندیشیده اند و آن را مهم تلقی کرده اند»؛ برایِ آن ها تفاوتی شاید نکند «جلیل ِزلاند» و «بابک ِبیات»؛ ولی لابد برایِ ما فرق دارد! که چند روز می گذرد و باز هم خبری نیست که نیست؛ او در می گذرد در میان ِهیاهو و مویه یِ رسانه هایِ افغانستان و توجّه ِشبکه های بین المللی، و در ایران، نه روزنامه یی و نه خبرگزاری یی و نه ...

 

ب- شاید لازم باشد بگویم «جلیل ِزلاند» یادگارهایی در میان ِما مردمان- ما اهالی ِایران- هم گذاشته که خالی از لطف نیست گفتن ِشان؛ که شاید «من آمده ام که عشق فریاد کنم» از همه مشهور تر است و حتماً خیلی از ماها آن را هنوز زمزمه می کنیم؛ و از دیگر نغمه هایش که برایِ مان آشنا ست می توان برشمرد؛ «ای ساربان آهسته ران» که به گفته یِ خیلی ها روح ِسعدی را شادمان کرد، «دختر کنار ِپنجره تنها نشست و گفت» که طی ِیک ساعت بر رویِ شعر ِفروغ ِفرخ زاد ساخته شد، «وقتی عاشق شوی راز ِدلت گفته نتانی» و بسیاری دیگر ...

 

پ- حال هم باید مثلاً زندگی نامه یی بگویم تیتروار: او شاید اولین آوازخوان ِحرفه یی در افغانستان بود؛ نخستین ارکستر ِرادیویی ِافغانستان را او به راه انداخت؛ از دهه یِ پنجاه ِمیلادی تا پیش از ورود ِارتش ِسرخ به افغانستان، مدیریت ِرادیویِ آن را بر عهده داشت؛ سرودهایِ ملّی ِافغانستان در سه مقطع ِحکومت ِمحمّدظاهر شاه، جمهوری ِمحمّد داود خان و جمهوری ِدموکراتیک ِخلق را او ساخت و در اوج ِهنر اش تحت ِعنوان ِ«حنجره طلایی ِافغانستان» به شهرت رسید؛ سفرهایی پرتعداد به ایران داشت و حاصلی پربار و فرزند ِمشهور و هنرمند اش «فرید» را برایِ تحصیل به هنرستان ِموسیقی ِتهران فرستاد؛ پس از آغاز ِجنگ ِداخلی، کشور اش را ترک کرد و به امریکا رفت؛ در آن جا تا همین چند روز ِپیش ماند و در همان جا- کالیفرنیا- درگذشت ولی همواره یاد ِافغانستان و ایران در دل اش زنده بود. فرزندان اش- از جمله فرید، وحید و سهیلا زلاند- که بی شک آینه یِ تمام نمایِ یک عمر تلاش ِپدر در راه ِموسیقی هستند، همه راه ِاو را ادامه دادند و در راه ِاعتلایِ موسیقی ِافغانستان و ایران کوشیدند؛ هرچند انگار ایران قصدی برایِ تسلایِ خاطر ِآنان نشان نداده است.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 0:1  توسط پریشان | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

 

بگذار تا بگریم، چون ابر در بهاران // کز سنگ ناله خیزد، روز ِ«وصال» ِیاران

برایِِ خاطر ِعزیز ِ- دل ام نمی آید بگویم زنده یاد- «بیژن ِترقّی»

 

 

رحمان ِحسینی

 * یک شنبه سیزدهم ِاردی بهشت ِ۸۸ / روزنامه یِ "روزان"

 لینک ِمطلب در سایت ِروزنامه

 

الف- چند روزی پیش بود که به رسم و عادت ِمألوف- که دیگر گویی روز ِمان هم بی آن شب
نمی شود- از چندین و چند جهت و طرف و سو، اخبار سویِ مان روانه شد که «ترقّی هم رفت» که ما دیگر باید به این «هم، رفت» عادت کنیم که دیگر «رفتن» نیست که جایِ تعجّب دارد؛ بل، «ماندن» است! هر چند خیلی ها برایِ شان مسلّم بود که در مورد ِ«ترقّی» این «رفتن» مایه یِ آرامش بود؛ که دیگر برایِ کسی که به گفته یِ خود اش «زنده بود هنوز و ترانه هاش بر زبان ها؛ امّا فراموش شده بود» زنده گی را می خواست چه کار؛ امّا باز افسوس اش از آن ِما ست که نبودن ِاو و بسیاری دیگر را آه بکشیم و حال آن که روزی که برایِ ما «وداع» است، برایِ آن ها که می روند «وصال» است؛ «ترقّی» هم این گونه بود که رفت و به «پرویز» دوست ِجاودانه اش پیوست که دو سالی را در فراق ِوجود ِنازنین و صدایِ ساز اش سر کرده بود؛ و باز آه ها و «وا اسفا» ها که به آسمان می رود که «چرا به دیدن اش نرفتیم؟» و «چرا نکوداشت و بزرگ داشت و ... برایش نگرفتیم؟» یا شاید بعدها این هم اضافه شود از برایِ دیگران که «چرا به کتاب هایِ چاپ ِقدیم اش مجوز ِتجدید ِچاپ ندادیم؟!» و او از آن بالا بالاها نظاره مان می کند و می خندد و با «یاحقّی»، «صبا»، «تجویدی»، «بنان»، «تورج ِنگهبان»، «دلکش»، «ویگن» و خیلی هایِ دیگر -که آن جا هستند حتمن، در یکی از دنج ترین کنج هایِ بهشت- مشغول اند به رامش گری و- برایِ ما که نه-  برایِ آن بالایی ها صفحه هایِ سی و سه دور ِناب ِفردِ اعلا در می آورند تا گرامافون هایِ بهشتی بی کار نباشند.

 

ب- این جا نیستم برایِ آن که زنده گی نامه یی بنویسم؛ که دیگر، آن مثلن زنده گی نامه ها را از هر گوشه و کناری می شود پیدا کرد که «ترقی «آتش ِکاروان»، «بی داد ِزمانه»، «می زده»، «بهار ِدل نشین» و کرور کرور ترانه هایِ فرد ِاعلایِ دیگر سروده» که تا فرصت داریم و دارند، می شود در باب ِشان سخنرانی ها کرد و محفل ها به پا کرد. از این که بگویم «ترقی» بود که ترانه را روایی کرد، ترانه را واجد تصاویری عینی کرد و حتّا ترانه را به دیالوگ نزدیک کرد، شرم دارم؛ که اگر من ِنگارنده هم ندانم، حتمن اهل ِفن و مخاطبان ِفهیم ِموسیقی، الآن همه یِ این ها را مثل ِکتاب هایِ مدرسه از بر اند.

 

پ- استاد! می بینی که برایِ تو و در سوگ ِوصل ِتو به عزیزان ات در آن سو ست که شعر شاعر را دست برده ام و «وداع» را به «وصال» بدل کرده ام که اگر هیچ کس نداند من که می دانم و چند باره هم می گویم که خودخواهی یِ ماست که هر وصالی را برایِ ما وداع جلوه می دهد و در غم ِآن وداع بر سوگ ِمان می نشاند؛ امّا باشد، اشکالی ندارد؛ پس:

 «بگذار تا بگریم، چون ابر در بهاران//کز سنگ ناله خیزد، روز ِ«وصال» ِیاران»

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 2:40  توسط پریشان | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

 

سلام. سال ِنو رو به همه تبریک می گم و الا آخر و از جور حرفا ...

فعلن به عنوان ِاولین پست ِسال ۲۵۶۸ به همین دو رباعی بسنده می کنم :

 

از روز  ِازل، تمام  ِما شاه شدیم // از ابر برون آمده و ماه شدیم

با سر به کف ِزمین فتادیم کنون // مردیم و چو جغد ِشوم ِشب گاه شدیم

 

*         *          *

 

پیر می گفت : جوان قدر نه این دنیا را // زهر ِامروز بود بِه شِکر ِفردا را

جعد ِیار و می ِناب و رود و دیدار ِبتان // ارزد این بیش، دو صد نعمت ِآن عقبا را

 


 

پی نوشت ِ۱ (یک روز بعد از پست ِاصلی) :

 

۱- دانلود ِ" دو تا چشم ِسیا داری" با صدای ِزنده یاد "بیژن ِمفید"

ترانه سرا و آهنگ ساز : بیژن ِمفید

دانلود ِ"متن ِترانه"

 

 

۲- دانلود "حرکت از این بیش شتابان کنیم" با صدای ِ"داریوش"

ترانه سرا : محمّد علی ی ِاصفهانی آهنگ ساز : محمّد ِشمس 

دانلود ِ"متن ِترانه"

 

۳- دانلود ِ"بدرخش ای الماس ِخوش تراش" (Shine on you crazy diamond)اثر ِ گروه ِ

"پینک فلوید" / ترانه سرا و آهنگ ساز: راجر واترز

خواننده گان : راجر واترز/دیوید گیلمور با هم راهی ی ِریک رایت و نیک میسون

دانلود ِ"متن ِترانه"

 

(این آخری به مناسبت ِقوّت گرفتن ِاحتمال ِسرمربّی گری ی ِافشین ِقطبی در تیم ِملّی ی ِایران!)

 


 

پی نوشت ِ۲:

۱- علی ی ِدایی هم انقدر کلّه شقّی کرد که به اندازه ی ِکافی دلیل برای ِاخراج اش از

فوتبال ِایران وجود داشته باشه.

۲- فعلن هیچ حرفی درباره ی ِانتخابات ندارم بزنم؛ هرکس کاری داره می تونه به ستاد ِ

انتخاباتی ی ِ "مهدی ی ِکرّوبی" مراجعه کنه.

۳- چند نظر سنجی ی ِ جدید گذاشتم که دکور نیستن. خواهش می کنم به گزینه های ِ

مورد ِنظرتون رای بدین و اگر هم مشکلی با نظر سنجی ها داشتین کامنت بذارین. 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 2:42  توسط پریشان | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

بخش ِ 1 :

همیشه این آهنگ رو فقط از زبون ِ داییم می شنیدم تا این که پارسال پیداش کردم و از روی ِ

صفحه پیاده شد . توصیه می کنم حتمن بشنوید . آهنگ ِ زیبایی است از

"جان دنور (John Denver)" که نام اش هست "آهنگ ِ آنی (Annie's Song)" .

اول ِ ترانه هم این گونه شروع می شه :

You fill of my senses / Like a night in the forest 

 Like a mountain in spring-time / Like a walk in the rain

و .....................................

 

دریافت ِ Annie's Song اثر ِ John Denver

 

دریافت ِ متن ِترانه ی ِ Annie's Song

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 3:38  توسط پریشان | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

قبل از نوشتن ِ این پُست ، چند حرف دارم :

۱- ظاهرن اتفاق ِ جالبی در نظر سنجی ی ِ سیاسی ی ِ این وبلاگ افتاده (کدام شخصیت ِ سیاسی الآن ، محبوب تر است ؟) و رای ِ مهندس میرحسین ِ موسوی ، به یک باره از رای ِ سید محمّد ِ خاتمی و عبدالله نوری بالا زده ! تا ببینیم چه می شود ؛ گویا نظر دهنده گان ِ این وبلاگ هم با ناطق ِ نوری کاملن موافق اند ! ببینیم که کار به کجا رسیده که وقتی اکبر ِ اعلمی می گوید احمدی نژاد کشور را سی سال عقب برده راست می گوید ؛ حالا می بینیم که همای ِ سعادت بر شانه های ِ سید ِ اهل ِ خامنه که دولت اش به دولت ِ دخالت گر در اقتصاد ، دولت ِ کوپن ها و دولت ِ سوسیالیستی ی ِ اسلامی مشهور بود ، دوباره می نشیند تا شاید عاملی باشد بر وحدت ؛ البته نه وحدت ِ ملی بل که وحدت میان ِ تجدید ِ نظر طلبان (لیبرال دمکرات های ِ اسلامی)  و محافظه کاران ِ سنتی ؛ چرا که در کشور ِ ما ، وحدت ِ ملی چیزی شبیه ِ غیر ِ ممکن است ؛ آیا به نظر شما نظام ِ فعلی ، با سلطنت طلبان و کمونیست ها و استقلال طلب ها و سنی ها و مارکسیست های ِ اسلامی ، می نشیند که مذاکره کند تا وحدت ِ ملی شکل بگیرد؟ چیزی مثل ِ وضعیت ِ لبنان ؟

 

۲- سینما نیاگارا (جمهوری) آتش گرفت و سوخت و ذوب شد و ............... . فاتحه ی ِ میراث ِ دیگری از علی ی ِ حاتمی خوانده شد . (شاید برخی ندانند که مالکان ِ این سینما در دهه ی ِ ۵۰ ، علی ی ِحاتمی و محمّدعلی ی ِفردین بودند که بعد از انقلاب فقط علی ماند و سینمایش ؛ بعد هم به دختر اش رسید و همسر ِ او علی ی ِمصفّا) . حالا دیگر به قول ِ محمّد ِ صالح علا بدرود با کافه آنتراکت که ذوب شده و چیزی نمانده از آن ؛ حتّا یک سندلی که برویم رویش بنشینیم . راستی نظر ِ شما چیست درباره ی ِاین که بعضی ها می گویند این ماجرا به شرکت کردن ِلیلا حاتمی و علی ی ِمصفا در پویش ِ دعوت از خاتمی برای ِ انتخابات ، ربط دارد ؟! اگر راست بگویند ، کار ِ هرکه بوده ، سید ِ یزدی را خوب می شناخته ؛ چرا که خاتمی یی که من می شناسم ، با این حرکات به جای ِ آن که تهییج شود ناراحت می شود که وای چرا به خاطر ِ من برخی در دردسر افتادند ؛ نه این که به فکر بیفتد که بیایم تا دیگر این اتفاقات تکرار نشود . هر چند گویا سیّد واقعن بنای ِآمدن دارد و این از حرکات ِ نه چندان مذبوحانه ی ِ جناح ِ مقابل - فیزیکی و غیر ِ آن - معلوم است !


خب بخش ِ اول ِ پُست ، امریکایی است ؛ آن هم از نوع ِ ناب و اصیل اش ؛ یعنی راک .

موسیقی ی ِ امریکا یک اسطوره دارد ؛ از جنس ِ خیابان های ِ نیویورک ؛ کسی که تمام ِ نسل ِ جوان ِ دهه های ِ ۶۰ و ۷۰ ِ میلادی ، به او گوش کرده اند و از او الهام گرفته اند و استعدادهایشان با صدا و شعر ِ او شکوفا شده ؛ باب دیلان .

دریافت ِ " همیشه جوان (Forever Young) " اثر ِ باب دیلان (Bob Dylan)

 

دریافت ِ متن ِ ترانه ی ِ " همیشه جوان (Forever Young) " اثر ِ باب دیلان (Bob Dylan)

 


امّا بخش ِ دوم ، چیزی جالب است برای ِ دوست داران ِ موسیقی ی ِ اصیل ِ ایران .

چهار قطعه از تک نوازی ی ِ تار ِ چهار استاد بسیار برجسته ی ِ دهه های ِ ابتدایی این قرن که به صورت ِ فایل ِ زیپ ، قابل ِ دریافت هست که مجموعه یی است خلاصه شده از مجموعه ی ِ مشهور ِ " صد سال تار " و نام ِ اساتید به ترتیب عبارت است از :

1- میرزا عبدالله ِ فراهانی2- آقا حسینقلی ی ِ فراهانی  

3- غلام حسین خان ِ درویش (مشهور به درویش خان) 4- کلنل علینقی ی ِ وزیری

در باره ی ِ این تک نوازی ها می توانم با قضاوتی جانب دارانه یک نظر ِ کوچک بدهم و آن هم این است که شور و لذت در نوازنده گی ی ِ میرزا عبدالله و آقا حسین قلی بسیار مشهود است ؛ شوری که از پدرشان آقا علی اکبر و عمو شان آقا غلامحسین ، به ارث برده اند ؛ اما درویش خان با آن که شاگرد ِ آقا حسینقلی بوده جوری دیگر می زند و صدای ِ تار اش سوزی مثل ِ سه تار دارد . اما برسیم به کلنل که زخمه هایی بسیار فنّی و تکنیکی زده اما مشخص است که حال و ذوقی در ساز نمی ریخته و تمام ِ ذوق و شوری را که در کلنل سراغ داریم می توان در آرشه کشیدن های ِ جادویی اش بر ویولن پیدا کرد . (این گونه است که به یک صورت ِ جانب دارانه به عنوان ِ یک طرف دار ِ مکتب ِ نورعلی خان ِ برومند می شود این انتقاد ِ جدی را به وزیری و پیروان اش وارد کرد که به سازهایشان ، دل نمی دادند و هم و غم شان برای ِ ویولون و پیانو و مندولین بود و نه برای ِ کمانچه و سنتور و تار )

 

دریافت ِ تک نوازی ی ِ تار چهار استاد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 3:33  توسط پریشان | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

امروز یکی از دردانه های ِ آرشیو ؛ موسیقی ی ِتیتراژ فیلم ِ " میشل استروگف " :

 

 

دریافت ِ موسیقی ی ِتیتراژ ِ میشل استروگف  

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 3:49  توسط پریشان | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

فیلم ِ " ۱۴۹۲ - تسخیر ِ بهشت " (زنده گی ی ِ "کریستف کلمب") رو دیدید ؟ اگر هم ندیده باشید

 حتمن موسیقی ی ِ فیلمو که از ساخته های ِ " ونگلیس " - موسیقی دان ِ یونانی که در ایران به

 اشتباه بهش "ونجلیس" گفته می شه - شنیدید ؛ ولی باز هم شنیدن اش اون هم سر ِ فرصت و نه

 از رادیو و تلویزیون ، خالی از لطف نیست .

 

دریافت ِ " Conquest of Paradise "

 

دریافت ِ متن ِ ترانه ی ِ " Conquest of Paradise "

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 0:46  توسط پریشان | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

سلام . از این به بعد تصمیم دارم مقداری از آرشیو  ِموسیقی ی ِخودم رو با شما تقسیم کنم .

پیش از این جُسته و گریخته کمی راجع به موسیقی های ِ مورد علاقه ام حرف زده ام امّا

 امیدوارم که از این به بعد ، منظّم بشه .

 

اولین چیزی که این جا می گذارم برای دریافت ، یکی از آثار  ِ برایان مک فادن ، آرتیست ِ

آمریکایی است ؛ به همراه ِ متن ِ انگلیسی ی ِ ترانه که به صورت ِ PDF در لینکی مجزّا قابل

ِدست رسی است .

ترانه ای که من بسیار دوستش دارم و دیگری هم که من دوستش دارم ، آن را دوست دارد .

امیدوارم از شنیدن ِ آن لذّت ببرید .

 

Almost here را با کلیک بر روی ِ این عبارت ، دریافت کنید .

 

متن ِترانه را با کلیک بر روی ِ این عبارت ، دریافت کنید .

 

* لطفن اگر شنیدید نظر هم بدهید ضرر ندارد .

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 19:34  توسط پریشان | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

امشب به تناسب وضعیت وطنمون می خوام یک ترانه ی خاطره انگیزو این جا

 بنویسم . ترانه ای که سی سال پیش ورد زبون جوونای مبارز این مملکت بوده .

  ترانه ی شب نورد یا برادر بی قراره از نوار چاووش ۲ گروه عارف و شیدا .

 

 

شب است و چهره ی میهن سیاهه / نشستن در سیاهی ها گناهه

تفنگم را بده تا ره بجویم / که هرکی عاشقه پایش به راهه

 

برادر بی قراره / برادر شعله واره / برادر دشت سینش لاله زاره

 

شب و دریای خوف انگیز و توفان / من و اندیشه های پاک پویان

برایم خلعت و خنجر بیاور / که خون می بارد از دل های سوزان

 

برادر نوجوونه / برادر غرق خونه / برادر کاکلش آتش فشونه

 

تو که با عاشقان درد آشنایی / تو که هم رزم و هم زنجیر مایی

ببین خون عزیزان را به دیوار بزن شیپور صبح روشنایی

 

برادر بی قراره / برادر نوجوونه / برادر شعله واره / برادر غرق خونه

برادر کاکلش آتش فشونه

 

 

 

آهنگ ساز : استاد محمدرضا لطفی

شاعر : فرخی یزدی ، اصلانیان

خواننده : استاد محمدرضا شجریان

دستگاه : دشتی

 

نوازندگان اعضای گروه شیدا و عارف در این آهنگ :

محمد رضا لطفی : سرپرست گروه ، تار / زیدالله طلوعی : تار /

اکبر شکارچی : کمانچه / حسین علیزاده : تار / هادی منتظری : کمانچه /

پشنگ کامکار : سنتور / محمد فیروزی : بربط (عود) /

اسماعیل صدقی آسا : بربط (عود) / محمدعلی (مجید) درخشانی /

بیژن کامکار : دف / بهمن رجبی : تنبک / جمشید عندلیبی : نی /

پرویز مشکاتیان : سنتور

 

 

دانلود کنید این آهنگ زیبا و به یاد ماندنی را : شب نورد - برادر بی قراره

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 0:20  توسط پریشان | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نقاشی از تمرین مخفیانه ی گروه شیدا / نقاش : ایمان ملکی

 

برای دیدن نقاشی اصلی بدون شماره ها و در اندازه ی اصلی کلیک کنید

 

کمی از ۱۷ شهریور ۵۷ گذشته بود که گروه شیدا و در رأس آن محمدرضا

 

 لطفی  برای همراهی با مردم ، از رادیو به صورت دسته جمعی

 

استعفا کردند و  شروع به تولید و ضبط موسیقی ها و تصانیفی با زمینه ی

 

 مبارزاتی و مردمی و همگام با حال و هوای آن موقع مردم کردند . آن ها به

 

 صورت مخفی در زیرزمین خانه ی لطفی و یا هوشنگ ابتهاج (سایه)- که

 

 پدر معنوی گروه شیدا و گروه عارف در رادیو بود- جمع می شدند و تمرین

 

 می کردند . گروه شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی و گروه عارف به

 

 سرپرستی حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان کارهای مشترکی را آغاز

 

کردند که به حلقه و کانون چاووش مشهور شد و حاصل آن نوارهای چاووش

 

 ۱ تا ۸ بود .

 

 

چند روز قبل این نقاشی را در  سایت ایمان ملکی  دیدم و یک لحظه گمان

 

 کردم عکس است البته به احتمال بسیار زیاد از روی یک عکس کشیده

 

 شده ؛ عکسی که نشان دهنده ی روزهای ابتدایی محفل چاووش و ضبط

 

 کارهای درخشانی مانند "شب نورد (برادر بی قراره)"(با آهنگسازی

 

 محمدرضا لطفی و صدای شجریان) و "آزادی" (با آهنگی از لطفی و صدای

 

 شهرام ناظری) و "بخوان هم وطن "(با آهنگی از هوشنگ کامکار و صدای

 

 شهرام ناظری) و "ایران ای سرای امید"(لطفی و شجریان) است .

 

 

توضیحات نقاشی بر اساس شماره :

 

۱- محمدرضا لطفی در حال نواختن تار

 

۲- محمدرضا شجریان در حال خواندن آواز

 

۳- پرویز مشکاتیان در یک موقعیت نادر در حال نواختن سه تار

 

۴- عبدالنقی افشارنیا در حال نواختن بربط (عود)

 

۵- بهمن رجبی در حال نواختن تنبک

 

۶- مجید درخشانی در حال نواختن تار

 

۷- پشنگ کامکار در حال نواختن سنتور

 

۸- هادی منتظری در حال نواختن کمانچه

 

۹- بهزاد فروهری در حال نواختن نی

 

* در تصویر حسین علیزاده و اکبر شکارچی حضور دارند اما در نقاشی خیر .

 

مکان : احتمالن زیرزمین منزل محمدرضا لطفی

 

زمان : بعد از استعفای جمعی از رادیو / پاییز ۱۳۵۷

 

 

 

دانلود تصنیف "شب نورد (برادر بی قراره)" از نوار چاووش ۲ :

 

آهنگ ساز : محمدرضا لطفی/شاعر : جواد آذر/خواننده : محمدرضا شجریان

 

http://www.harmonytalk.com/music/baradar1.mp3

 

دانلود تصنیف "آزادی (بخوان هم وطن)" از نوار چاووش ۲ :

 

آهنگ ساز : هوشنگ کامکار/خواننده : شهرام ناظری/شاعر : جواد آذر

 

http://www.harmonytalk.com/music/bekhan-hamvatan.mp3

 

دانلود تصنیف "رزم مشترک (همراه شو عزیز)" از نوار چاووش ۷ :

 

آهنگ ساز : پرویز مشکاتیان/شاعر : برزین آذرمهر (نام مستعار مشکاتیان) /

 

 خواننده : محمدرضا شجریان

 

http://www.harmonytalk.com/music/razm.mp3

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 1:49  توسط پریشان | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
بالاخره بعد از تاخیرهای زیاد در حالی که طرفداران از شب عید منتظر بودند این آلبوم امروز پخش شد . می تونید اون رو از طریق لینکهای زیر دانلود کنید (با کیفیت 192) :


1- جنگل بدون ریشه - لینک 2 - لینک 3

2- دل تنگی - لینک 2 - لینک 3

3- چوب خط - لینک 2 - لینک 3

4- گل من - لینک2 - لینک3

5- پرنده ی مهاجر - لینک2 - لینک3

6- خدا جون - لینک2 - لینک3

7- تو بارون که رفتی - لینک2 - لینک3

8- دنبال خودت نگرد - لینک2 - لینک3


*منبع : وبلاگ استاد سیاوش قمیشی به مدیریت دوست عزیز داریوش فرخاک فر 

** همه دست به دست هم بدیم برای گروه بزرگ سیاوش با اد کردن این آیدی یاهو : siavshghomayshi90

***کپی این مطالب و لینک ها فقط با ذکر منبع (این وبلاگ) و منبع اصلی (داریوش فرخاک فر) مجاز می باشد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 22:43  توسط پریشان | 
 
خزعبل کده ی ِاصلی
تماس با خزعبل باف
صندوق چه ی ِخزعبلات
پروفایل ِ صابلّه ی ِ این خزعبل کده
ما این جا برای چه مشتی خزعبل می بافیم ؟
به نظر شما ، فایده ای هم داره ، که آدم ، علّامه ی دهر و دائرۀ المعارف ِ سیّار باشه؟ اگه داره ، پس این خراب شده رو ببینید ؛ اگه نداره هم ، هر جور راحت اید .

صندوق ِ مراسلات
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
تیر 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
یخ دان ِ مراسلات
هر چی که شخص ِ شخیص ِ نگارنده بخواد
شعرهای ِ خودم
شعرهای ِ دیگران
تحلیل هایم
موسیقی
فرهنگ
سیاست
سینما و تئاتر و تلویزیون
ورزش
چاپ شده های شخص ِ بنده در مطبوعات ِ مریض ِ ایران
کتاب
ترانه های ِخودم
دیگر رقعه و رساله و مراسله نویسان
صفحه ی من در facebook
استاد دکتر رضا براهنی
پروفایل ِمن در یاهو 360
حافظ ِشیراز
چریک کوچولو (داود)
عبدی بهروان فر (نابغه ی ِراک ِایران)
وب نوشت ( محمدعلی ی ِ ابطحی )
روزنامه ی ِکارگزاران
روزنامه ی ِاعتماد
روزنامه ی ِاعتماد ِملی
هفتان (سایت ِفارسی ی ِمرجع ِهنرهای ِهفت گانه)
خبر گزاری ی ِنوروز ( جبهه ی ِمشارکت )
استاد ِبزرگ وار دکتر عبدالکریم ِسروش
ملکوتی ها (حلقه ی ِملکوت)
آیین ِمهر (سید حسام ِفروزان)
احمد ِقابل (از نو اندیشان ِ فقه ِاسلامی)
دایره المعارف ِویکی پدیا (بخش ِفارسی)
مانی ها (صدای ِادبیات ِ آزاد ِ ایران)
وبگاه ِ رسمی ی ِطرفداران ِسیاوش ِقمیشی
وبگاه ِاسطوره ی ِشعر ِامروزین ِ ما : احمد ِ شاملو
آینده ( عباس ِعبدی )
هنوز (علی اصغر ِسید آبادی و گیسو فغفوری)
رستاک ( اقتصاد ِآزاد )
موناد (دلارام ِآکار)
هفته نامه ی ِشهروند امروز
آوای ِققنوس (حسین)
سقوط (امین علم الهدا)
ما ایم که ازخاک برافلاک ...(فعلن بالعکس)(داود)
وبلاگ ِدکتر علی رضا نوری زاده
رادیو زمانه
تار-مینیاتور (وبگاه ِپیروان ِایرانی ی ِ ارو ایلوواتار)
سخنانی از بازترین پنجره ی ِشهر ِقشنگ (کاملیا مافی)
شاهین ِ نجفی (رپر ِ مبارز ِ مقیم ِاروپا)
اراجیف نامه (لیلی!)
بالاترین
فیلتر شکن (بعضی از ISPها فیلترم کردند!)
خام دست ِ خامه به دست (عباس ِ امیری)
ملکوت (داریوش ِمحمّدپور)
جُستار (استاد داریوش ِآشوری)
سیبستان (مهدی ی ِجامی)
حضور ِ خلوت ِاُنس (عباس ِمعروفی)
یدالله ِرویایی
عسل نگاشت
سپنج (صدای ِادبیات ِمستقل ِایران)
داریوش ِفرخاک فر
فَلُّ سَفَّه (سعید ِحنایی ی ِکاشانی)
کانون ِآرمان ِدکتر شریعتی
اکبر ِمنتجبی
ITEXPRESS (علیرضا)
علی ی ِ خردپیر
اکبر ِاعلمی
شهاب ِطباطبایی
دفتر ِ بی مخاطب (حنیف ِمزروعی)
صمیمانه تر (جواد ِروح)
روز مره گی ها (نفیسه زارع ِکهن)
علی ی ِپیر حسین لو (الپر)
سکوت ِصدا (اعظم ِویسمه)
نوشته های ِمن (محمّد ِ طاهری)
مسیح ِاسماعیلی
نوای ِ بی نان (علی ی ِقلی پور)
بوی ِخاک (محمّدرضا یزدان پناه)
آذر (فرید ِ مدرّسی)
شُمال از شُمال ِغربی (محسن ِآزرم)
دل شوره های ِمن (شیوا آباء)
بحر در کوزه (مهران ِکرمی)
سیّد ابراهیم ِنبوی
محمّد ِ صالح علا
Balatarin
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

پریشان

 





Powered by WebGozar