![]() |
![]() |
|
| جایی برای ِ خرد شدن ِاعصاب ِبرخی خواننده گان اش و لذّت ِبرخی دیگر ؛ البته هیچ کدام اش برایم مهم نیست |
|
« در این بن بست» (از ا.بامداد) با صدایِ شاعر بشنوید دهانات را ميبويند مبادا که گفته باشي دوستات ميدارم.
و عشق را
کنار ِ تيرک ِ راهبند تازيانه ميزنند.
عشق را در پستویِ خانه نهان بايد کرد
در اين بُنبست ِ کجوپيچ ِ سرما
آن که بر در ميکوبد شباهنگام
به کُشتن ِ چراغ آمده است.
نور را در پستویِ خانه نهان بايد کرد
آنک قصاباناند
بر گذرگاهها مستقر
و تبسّم را بر لبها جرّاحي ميکنند
و ترانه را بر دهان.
شوق را در پستویِ خانه نهان بايد کرد
کباب ِ قناری
ابليس ِ پيروزْمست
سور ِ عزایِ ما را بر سفره نشسته است.
خدا را در پستویِ خانه نهان بايد کرد |
|||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 2:28 توسط پریشان |
|
|||||||||||||||||||||||||
|
آهنگ ِ«ایران ِکهن» (خس و خاشاک) با صدایِ استاد شهرام ِناظری شعر : زنده یاد فریدون ِمشیری // آهنگ ساز: پژمان ِطاهری
اى خشم ِبه جان تاخته، توفان ِشرر شو اى بغض ِگل انداخته، فرياد ِخطر شو
اى روىِ برافروخته، خود، پرچم ِرَه باش اى مشت ِبرافراخته، افراخته تر شو
اى حافظ ِجان ِوطن، از خانه برون آى از خانه برون چيست؛ كه از خويش به در شو
گر شعله فرو ريزد، بشتاب و مينديش ور تيغ فرو بارد، اى سينه! سپر شو
خاک ِپدران است که دست ِدگران است هان ای پسر ام! خانه نگه دار ِپدر شو
دیوار ِمصیبت کده یِ حوصله بشکن شرم آید ام از این همه صبر ِتو، ظفر شو
تا خود، جگر ِروبهکان را بدرانی چون شیر در این بیشه، سراپای، جگر شو
مسپار وطن را به قضا و قدر، ای دوست خود بر سر ِاین، تن به قضا داده، قدر شو
فریاد به فریاد بیفزای که وقت است در یک نفس ِتازه اثرها ست، اثر شو
ایرانی یِ آزاده! جهان چشم به راه است ایران ِکهن در خطر افتاده خطر شو
مشتی خس و خار اند، به یک شعله بسوزان بر ظلمت ِاین شام ِسیه فام، سحر شو |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 4:24 توسط پریشان |
|
|
به نو کردن ِماه بر بام شدم؛ با عقیق و سبزه و آینه داسی سرد بر آسمان گذشت که پرواز ِکبوتر ممنوع است صنوبرها به نجوا چیزی گفتند و گزمه گان به هیاهو، شمشیر در پرنده گان نهادند ماه، بر نیامد (ا.بامداد)
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 22:24 توسط پریشان |
|
|
داریوش ترانه یی خوانده به نام ِ«حرکت» با ترانه یی از محمدرضا اصفهانی و آهنگی از محمد ِشمس؛ بنا به روایتی این آهنگ تقدیمی است به 18 تیر و دانشجویان و مبارزان. دریافت ِآهنگ ِ«حرکت» با صدایِ «داریوش» حرکت از این بیش شتابان کنیم // ولوله در ولوله باران کنیم دانه یِ هر گل که تو پرپر کنی // باز بکاریم و دو چندان کنیم پای بکوبیم و برآریم دست // خنده زنان ترک ِسر و جان کنیم خنده زنان ترک ِسر و جان کنیم روشن از ایمان به طلوعی قریب // چوبه یِ اعدام چراغان کنیم دل چو به پیمان ِخدا داده ایم // سر گرو ِحرمت ِپیمان کنیم تا تو بدانی که چه ما می کنیم // هرچه تو گفتی نکنید آن کنیم هر چه تو گفتی نکنید آن کنیم آتش ِپنهان ِدرون را برون // از دل ِخاکستر ِایران کنیم شعله بگیریم از این آتش و // مشعل ِتاریخ فروزان کنیم باز بسازیم بنایی دگر // ساخته یی هرچه تو ویران کنیم خواب و خیال ِخوش ات آشفته ایم // بیش از این نیز پریشان کنیم می شنوی؟ می شنوی؟ این تپش ِطبل ِما ست // باش و ببین تا که چه طوفان کنیم حرکت از این بیش شتابان کنیم // ولوله در ولوله باران کنیم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 23:23 توسط پریشان |
|
|
جمشید ِشیبانی، خواننده، بازیگر، کارگردان و پیش پرده خوان ِایرانی نیز در 87 ساله گی در غربت ِلس انجلس درگذشت. یاد اش هماره برقرار باد.
از این لینک می توانید مشهور ترین آهنگ ِوی «سیمین بری» را دریافت کنید :
سیمین بری/
خواننده و آهنگ ساز: جمشید ِشیبانی / ترانه سرا: ابراهیم ِصفایی
متن ِترانه در ادامه یِ مطلب ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 1:4 توسط پریشان |
|
|
ا.بامداد با صدایِ خود ِنازنین شاعر بشنوید |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 4:1 توسط پریشان |
|
|
خزعبل کده ی ِاصلی تماس با خزعبل باف صندوق چه ی ِخزعبلات پروفایل ِ صابلّه ی ِ این خزعبل کده |
| ما این جا برای چه مشتی خزعبل می بافیم ؟ |
به نظر شما ، فایده ای هم داره ، که آدم ، علّامه ی دهر و دائرۀ المعارف ِ سیّار باشه؟ اگه داره ، پس این خراب شده رو ببینید ؛ اگه نداره هم ، هر جور راحت اید .
|
| صندوق ِ مراسلات |
|
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 تیر 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
|
RSS
|