![]() |
![]() |
|
| جایی برای ِ خرد شدن ِاعصاب ِبرخی خواننده گان اش و لذّت ِبرخی دیگر ؛ البته هیچ کدام اش برایم مهم نیست |
|
" بُغض " ۳/۲/۸۸
تو تموم ِاین شبا، همه ی ِنیمه شبا تو تموم ِاین روزا، روزای ِتیره و تار گریه های ِدر سکوت؛ خنده های ِنابجا
جز تو هیچ فکری نبود جز خیال ِدیدنت جز غبار ِانتظار واسه من هیچی نبود
بی تو بغضای ِشکسته کم نبود بی تو حتا یه ذره شادی به جای ِاین همه ماتم و درد و غم نبود اگه بودی، اون درخت ِبید ِگوشه ی ِحیاط تنها مهمون توی ِ این بزم ِشکستن ام نبود
آره دل تنگ ِتو بودم ولی باز هیچ صدایی از دل ام در نیومد ناله ی ِنی که باید بپیچه تو صدای ِباد مال ِتو قصّه ها بود گفتم؛ هیچ صدایی ام از این دل ام در نیومد
حالا هم که ناله ها و گریه هام خس خسای نفسام کم کمک داشت صدا پیدا می کرد
که دیگه دلی نمونده که برای ِدیدنت تنگ بشه!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 1:22 توسط پریشان |
|
|
غمنامهیِ نسلی سوخته دوازدهم ِفروردین ِ1388
آی پدرا! آی مادرا! تموم شده دور ِشما
آی پدرا! آی مادرا!
اگه یه روزی پرسیدیم از شماها که : - «این چه وضعیه که ساختین واسه ما؟» چه جوابایی میخواین بدین؟ اون وقت میخواین چی کار کنین؟ جواب ندین؟ حاشا کنین؟ فرار کنین؟ ما میدونیم جواب چیه؛ پس راست بگین؛ که هرچی هم ما میکشیم تو این روزا از دروغ و ریا و کذب ِآدما ست دیگه نه حتّا تویِ هیچ قصّهیی ام نیس که بگه: - «زمین پر از صلح و صفاست! اینا همه لطف ِخداست! ارثیهیِ من و شماست!» نه دیگه نیس تموم شده قصّههای دل خوشکُنَک! دیگه نه حتّا نمیخوایم اسم ِشونو بیاریم و یاد کنیم تو این روزا! حقیقتایِ اون زمان الان شده رویا و خواب ِگولزَنَک!
آی پدرا! آی مادرا! تموم شده دور ِشما
آی پدرا! آی مادرا!
صدایِ نسل ِما میگه: - «بیشتر ِاین بدبختیا، میوهیِ تاریک ِگذشتهیِ شماست» نه اینکه ما بیتقصیر ایم ولی باید بگم که باز هرچی باشه حالامون آیندهیِ نزدیک ِگذشتهیِ شماست تمام چیزایی که کابوس ِشباتون ام نبود حقیقت ِزندهگییِ تمام ِهمنسلایِ ما ست باز ام میخواین سکوت کنین؟ عیب نداره کاشکی فقط سکوت باشه راه ِچاره
آی پدرا! آی مادرا! تموم شده دور ِشما
آی پدرا! آی مادرا!
اصن گذشتیم ازتون؛ از هرچی که بوده و هست الان بین ِشما و ما فقط شما رو به خدا با این سکون و سستی و سکوت ِتون نخواین دیگه که ما و هم نسلایِ ما ساکت بشیم مثل ِشما اگه شما میخواین که جبران بکنین گذشته رو اگه میخواین کمک کنین به ما تو روزگار ِنو اگه میخواین آسمون ِآبی رو باز با چشماتون خوب ببینین اگه میخواین گواه ِهستییِ دوبارهیِ گل و شقایق و سرو باشین سکوت که راه ِچاره نیست! همراه و یار ِما بشین! سکوت که راه ِچاره نیست! همراه و یار ِما بشین!
آی پدرا! آی مادرا! تموم شده دور ِشما تموم شده دور ِشما حالا دیگه دور، دور ِماست شب ِما رو به انتهاست شب ِما رو به انتهاست
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 18:10 توسط پریشان |
|
باز سر امتحان عشق / منم و یه برگ سفید / منم و فشار و اضطراب / منم و این دل خرابباز سر امتحان عشق / لرزش دستام نمی ذاشت / جواب بدم هر چی که بود / هر چی باید گفته می شد
سرمو گذاشتم روی میز / از دستم افتاد قلمم / مرکبا پخش شدن و / سیا کردن برگ سفید / سیا کردن برگ سفید
باز سر امتحان عشق / یه ذره دارم کم میارم / کتاب و دفترام که نیست / از رو اونا جواب بدم آخه سر امتحان عشق / نمیشه حتا یه ذره / تقلب و رونویسی / رو سیاهی نتیجه شه
سرمو گذاشتم روی میز / از دستم افتاد قلمم / مرکبا پخش شدن و / سیا کردن برگ سفید / سیا کردن برگ سفید
تا تو اومدی سراغ من / دست به سرم کشیدی و / حکم قبولی تو امتحان / مُهر شدش با دست تو تا سر امتحان عشق / پیش تو و پیش همه / رو سفید شدم . چون دوباره / شد برگ ِ من ، سفید ِسفید / سفید ِسفید چهارشنبه 9/5/87
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 0:10 توسط پریشان |
|
|
خزعبل کده ی ِاصلی تماس با خزعبل باف صندوق چه ی ِخزعبلات پروفایل ِ صابلّه ی ِ این خزعبل کده |
| ما این جا برای چه مشتی خزعبل می بافیم ؟ |
به نظر شما ، فایده ای هم داره ، که آدم ، علّامه ی دهر و دائرۀ المعارف ِ سیّار باشه؟ اگه داره ، پس این خراب شده رو ببینید ؛ اگه نداره هم ، هر جور راحت اید .
|
| صندوق ِ مراسلات |
|
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 تیر 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
|
RSS
|