![]() |
![]() |
|
| جایی برای ِ خرد شدن ِاعصاب ِبرخی خواننده گان اش و لذّت ِبرخی دیگر ؛ البته هیچ کدام اش برایم مهم نیست |
|
من می جستم گوشه یی از بهر ِفراغ // هر روز و شب ام گرفته در دست، چراغ نی! یافت نشد هر چه که گشتم امّا // اینک گیرم از قدح ِباده سراغ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 2:46 توسط پریشان |
|
|
به نظر ِشما وجه ِمشترک ِاین کشور، این دنیا با زندان چیه؟ چه فرقی با هم دارند؟! زندان رفتن درد داره؟! تو خونه که نشستیم با زندان فرقی داره؟! نظرات ِتونو اگر خواستید تو کامنتایی که می گذارید بنویسید.
این مومنی یِ ریایی ام را به کنار // بگذارم و بندم به کمر هم، زُنّار کاین حال ِپریشانی و اندوه و بلا // خوب دانم که بیاید از بُن ِدین، به بار
این محبس ِتنگ ِابدی ما را بس // کاین مُلک، دوصد طعنه زَنَد بر محبس از هدهد ِخوش محضر ِعطّار، اثر // نَبوَد و پُر است، آسمان از کرکس
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 3:44 توسط پریشان |
|
|
مگه چیه خب؟ عیده دیگه! در باب ِآن چه که تلویزیون در نوروز داشت و آن چه که نداشت
روزنامه یِ روزان/پنج شنبه ۲۰/۱/۸۸
پیش نوشت:
در طول ِتعطیلات ِنوروزیِ کمابیش طولانی ِما ایرانیان، سازمان ِمحترم ِصدا و سیما- که از این پس در این یادداشت به صورتی خودمانیتر، آن را تلویزیون می نامیم- تلاش کرد تا به قول ِمعروف سنگ ِتمام بگذارد و مخاطبان ِایرانی را از پایِ انواع و اقسام شبکه هایِ ماهواره یی ِفارسی زبان یا غیر ِفارسی زبان بلند کند و پایِ تلویزیون ِوطنی ِخود ِمان بنشاند. حال ما می خواهیم ببینیم آیا واقعاً چنین کاری را توانسته اند بکنند یا نه؟ آیا تلویزیونی ها به اهدافشان رسیده اند؟ آیا اساساً
1- خواب هایِ بد و خواب هایِ خوش: اگر اجازه بدهید می خواهم شما را ببرم به حدود ِبیست تا بیست و پنج سال ِپیش و هرچند برایِ برخی نیاز به یادآوری گذشته ها نیست؛ امّا لا اقل نسل هایِ بعد از دهه یِ شصت باید بدانند حوالیِ تلویزیون ِآن زمان چه خبرهایی بوده و بدانند که وقتی ماهواره یی هنوز درکار نبود، تلویزیون برایِ مخاطبان اش چه داشت. فکر می کنم خیلی ها بتوانند تصویری را که من می خواهم مجسّم کنند؛ دو شبکه یِ تلویزیونی با ساعات ِپخش محدود و برنامه هایِ محدودتر، تفریح ِخانواده ها منتظر شدن و تماشا کردن ِ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 4:19 توسط پریشان |
|
|
غمنامهیِ نسلی سوخته دوازدهم ِفروردین ِ1388
آی پدرا! آی مادرا! تموم شده دور ِشما
آی پدرا! آی مادرا!
اگه یه روزی پرسیدیم از شماها که : - «این چه وضعیه که ساختین واسه ما؟» چه جوابایی میخواین بدین؟ اون وقت میخواین چی کار کنین؟ جواب ندین؟ حاشا کنین؟ فرار کنین؟ ما میدونیم جواب چیه؛ پس راست بگین؛ که هرچی هم ما میکشیم تو این روزا از دروغ و ریا و کذب ِآدما ست دیگه نه حتّا تویِ هیچ قصّهیی ام نیس که بگه: - «زمین پر از صلح و صفاست! اینا همه لطف ِخداست! ارثیهیِ من و شماست!» نه دیگه نیس تموم شده قصّههای دل خوشکُنَک! دیگه نه حتّا نمیخوایم اسم ِشونو بیاریم و یاد کنیم تو این روزا! حقیقتایِ اون زمان الان شده رویا و خواب ِگولزَنَک!
آی پدرا! آی مادرا! تموم شده دور ِشما
آی پدرا! آی مادرا!
صدایِ نسل ِما میگه: - «بیشتر ِاین بدبختیا، میوهیِ تاریک ِگذشتهیِ شماست» نه اینکه ما بیتقصیر ایم ولی باید بگم که باز هرچی باشه حالامون آیندهیِ نزدیک ِگذشتهیِ شماست تمام چیزایی که کابوس ِشباتون ام نبود حقیقت ِزندهگییِ تمام ِهمنسلایِ ما ست باز ام میخواین سکوت کنین؟ عیب نداره کاشکی فقط سکوت باشه راه ِچاره
آی پدرا! آی مادرا! تموم شده دور ِشما
آی پدرا! آی مادرا!
اصن گذشتیم ازتون؛ از هرچی که بوده و هست الان بین ِشما و ما فقط شما رو به خدا با این سکون و سستی و سکوت ِتون نخواین دیگه که ما و هم نسلایِ ما ساکت بشیم مثل ِشما اگه شما میخواین که جبران بکنین گذشته رو اگه میخواین کمک کنین به ما تو روزگار ِنو اگه میخواین آسمون ِآبی رو باز با چشماتون خوب ببینین اگه میخواین گواه ِهستییِ دوبارهیِ گل و شقایق و سرو باشین سکوت که راه ِچاره نیست! همراه و یار ِما بشین! سکوت که راه ِچاره نیست! همراه و یار ِما بشین!
آی پدرا! آی مادرا! تموم شده دور ِشما تموم شده دور ِشما حالا دیگه دور، دور ِماست شب ِما رو به انتهاست شب ِما رو به انتهاست
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 18:10 توسط پریشان |
|
|
سلام. سال ِنو رو به همه تبریک می گم و الا آخر و از جور حرفا ... فعلن به عنوان ِاولین پست ِسال ۲۵۶۸ به همین دو رباعی بسنده می کنم :
از روز ِازل، تمام ِما شاه شدیم // از ابر برون آمده و ماه شدیم با سر به کف ِزمین فتادیم کنون // مردیم و چو جغد ِشوم ِشب گاه شدیم
* * *
پیر می گفت : جوان قدر نه این دنیا را // زهر ِامروز بود بِه شِکر ِفردا را جعد ِیار و می ِناب و رود و دیدار ِبتان // ارزد این بیش، دو صد نعمت ِآن عقبا را
پی نوشت ِ۱ (یک روز بعد از پست ِاصلی) :
۱- دانلود ِ" دو تا چشم ِسیا داری" با صدای ِزنده یاد "بیژن ِمفید" ترانه سرا و آهنگ ساز : بیژن ِمفید دانلود ِ"متن ِترانه"
۲- دانلود "حرکت از این بیش شتابان کنیم" با صدای ِ"داریوش" ترانه سرا : محمّد علی ی ِاصفهانی آهنگ ساز : محمّد ِشمس دانلود ِ"متن ِترانه"
۳- دانلود ِ"بدرخش ای الماس ِخوش تراش" (Shine on you crazy diamond)اثر ِ گروه ِ "پینک فلوید" / ترانه سرا و آهنگ ساز: راجر واترز خواننده گان : راجر واترز/دیوید گیلمور با هم راهی ی ِریک رایت و نیک میسون دانلود ِ"متن ِترانه"
(این آخری به مناسبت ِقوّت گرفتن ِاحتمال ِسرمربّی گری ی ِافشین ِقطبی در تیم ِملّی ی ِایران!)
پی نوشت ِ۲: ۱- علی ی ِدایی هم انقدر کلّه شقّی کرد که به اندازه ی ِکافی دلیل برای ِاخراج اش از فوتبال ِایران وجود داشته باشه. ۲- فعلن هیچ حرفی درباره ی ِانتخابات ندارم بزنم؛ هرکس کاری داره می تونه به ستاد ِ انتخاباتی ی ِ "مهدی ی ِکرّوبی" مراجعه کنه. ۳- چند نظر سنجی ی ِ جدید گذاشتم که دکور نیستن. خواهش می کنم به گزینه های ِ مورد ِنظرتون رای بدین و اگر هم مشکلی با نظر سنجی ها داشتین کامنت بذارین.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 2:42 توسط پریشان |
|
|
خزعبل کده ی ِاصلی تماس با خزعبل باف صندوق چه ی ِخزعبلات پروفایل ِ صابلّه ی ِ این خزعبل کده |
| ما این جا برای چه مشتی خزعبل می بافیم ؟ |
به نظر شما ، فایده ای هم داره ، که آدم ، علّامه ی دهر و دائرۀ المعارف ِ سیّار باشه؟ اگه داره ، پس این خراب شده رو ببینید ؛ اگه نداره هم ، هر جور راحت اید .
|
| صندوق ِ مراسلات |
|
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 تیر 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
|
RSS
|