![]() |
![]() |
|
| جایی برای ِ خرد شدن ِاعصاب ِبرخی خواننده گان اش و لذّت ِبرخی دیگر ؛ البته هیچ کدام اش برایم مهم نیست |
|
کبابخانهیِ بُناب یا پایگاه ِعملیاتییِ »اینتلیجِنس سِرویس« ؟
(بررسییِ نکات و نقاطی از مجموعهیِ تلویزیونییِ «عمارت ِفرنگی»)
رحمان ِحسینی
شنبه / هفدهم ِاسفند ِهشتاد و هفت / روزنامه یِ "روزان" * تا الان که بلاگ رو به روز می کنم هنوز روزنامه یِ امروز روی ِسایت ِ روزان آنلاین قرار نگرفته؛ لینک رو بعدن اضافه می کنم .
پیش درآمد ِ 1
1- فارغ از تمام ِکاستیهایِ تاریخی و ... که میخواهم ذکر کنم، مجموعهیِ «عمارت ِفرنگی» محاسنی چند هم داشت که ذکر ِبرخی از آنها را بر خود واجب میدانم و از آن جمله است بازییِ چشم نواز ِجنابان محمّد ِمطیع و حسین ِمحجوب و نیز بازییِ درخشان ِسعید ِنیکپور در نقش ِمحمّدعلییِ فروغی؛ 2- کارگردان ِجوان ِمجموعه، در معدودی از سکانسها و پلانها، نشانههایی خوب به جا گذاشته است؛ امّا، هشداری نیز برای ِمحمّدرضا ورزی وجود دارد و آن هم این است که خود را مجذوب و محدود ِ
پیش درآمد 2
1- در روزهایِ دههیِ فجر و مصادف با سیامین سالگرد ِپیروزییِ انقلاب ِاسلامی، از شبکهیِ دویِ سیما، مجموعهیی پخش شد به نام ِ«عمارت ِفرنگی» [به روایت ِمحمّدرضا ورزی!]. هدف ِاین یادداشت، بررسییِ برخی نکات و نقاط ِمبهم، ناقص و یا نادرست، در ساختار ِتاریخی و نحوهیِ به تصویر کشیدن ِوقایع ِتاریخی در این مجموعه است. حال، بپردازیم به بحث. 2- نخست، میخواهم با چند جملهیِ- شاید نمادین، ولی- مهم، آغاز کنم : این، یک قاعدهیِ مهم و منطقی در علم ِتاریخ است: «عمل ِروایت ِتاریخ، بدون ِهر گونه سَنَد یا پشتوانهیِ تاریخی، چیزی جز قصّهسرایی نیست؛ هرچند، برایِ مخاطب، جذّاب باشد.» این قاعده، هدف یا شاید هم اهدافی دارد، که به وسیلهیِ آن، میخواهد راه ِپیش ِرویِ مورّخ یا تاریخ، علم ِاطمینان از صحّت و حقیقت ِامور و در واقع علم ِصددرصدها ست. هیچ چیزی محتملالوقوع یا نیمه راست در آن وجود ندارد. اگر لحظهیی هم، بررسییِ واقعیّتهایِ حادث شده در طول ِزمان، تبدیل به نوعی حدس و گمان ِنیمه محتمل، یا ابزاری برایِ پیشبُرد ِاهداف ِراوی و پژوهشگر شود، دیگر نمیتوان نام ِآن را تاریخ گذاشت. ناماش چیزی دیگر میشد؛ که انتخاب ِنام هم بهتر است، بر عهدهیِ همانها که این بلا را بر سر ِتاریخ آوردهاند و میآورند و - خدای ناکرده - خواهند آورد، باشد؛ تا هر نامی که 3- در اقتباسهایِ دراماتیک از وقایع و روایتهایِ تاریخی، روشهایی وجود دارند، که از میان ِآنها، دو روش از دیگر روشها معمولتر اند؛ یکی اقتباس ِوفادارانه با ذکر ِهمهیِ واقعیّتهای ِموجود و حال، از آنجایی که کارگردان ِ«عمارت ِفرنگی»، در مصاحبهیی [1] تأکید بر کاملن وفادارانه بودن و واقعی بودن ِاثر ِخود کردهاست و اذعان داشته که قصد ِ«گول زدن» ِمخاطبان ِخود را ندارد، میتوان 4- این مجموعه، نام ِدو تن از اشخاص ِپُر سر و صدایِ عرصهیِ نوشتن ِکتب ِتاریخی! را به عنوان ِمشاور و کارشناس، یدک میکشد؛ عبدالله ِشهبازی و خسرو معتضد. بنا بر این، در واقع جدا از مخاطبان ِاین مجموعه و کارگردان ِآن، دیگر مخاطبان ِاصلییِ این یادداشت، همین افراد ِمدّعییِ روایت کردن ِتاریخ هستند که اصطلاحن، چندین پیراهن از کارگردان ِمجموعه نیز بیشتر پاره کرده اند و خود را وقف شده و
درآمد
حال، میرسیم به ذکر ِنکات :
ب- شخصیّتهایِ حاضر و شخصیّتهایِ غایب:
احمد شاه ِقاجار:
احمد شاه در 1295 ِشمسی با «بدرالملوک ِوالا» از اعقاب ِعبّاس میرزا پسر ِفتحعلی شاه ازدواج کرد؛ امّا این ازدواج، کمی بعد از تولّد ِتنها فرزند ِاین دو «ایراندخت ِقاجار» (1297) به متارکه انجامید (ظاهرن
رضاشاه ِپهلوی:
1- رضاشاه در سال ِ1295 با «تاجالملوک ِآیرملو» ازدواج کرد و اولین فرزند ِآنها شمس در1296 به دنیا آمد و دو سال ِبعد در 1298 ِشمسی فرزندان ِدوقلوی ِآنها اشرف و محمّدرضا پهلوی به دنیا آمدند[4]؛ بنا بر این در سال ِ1300 که رضاخان برای ِسرکوبییِ قیام ِجنگل میرفت، محمّدرضا و اشرف، دو ساله بودند و اصلن هنوز به سنّی نرسیدهبودند که به دبستان و کودکستان بروند! 2- رضاشاه در 1301 با قمرالملوک ِامیرسلیمانی (معروف به توران) ازدواج کرد [5]؛ و حتّا پس از ازدواج با توران، دو همسر ِوی در دو خانهیِ مجزّا به سر میبردند نه در یک خانه؛ بنا بر این در 1300، چنان که در مجموعهیِ عمارت فرنگی تصویر شده، وی هنوز یک همسر داشته! البته این ازدواج تنها یک سال دوام آورد و در 1302 به متارکه انجامید.[6]
محمّدرضا شاه:
1- محمّدرضا پهلوی هنگامی که 12 ساله بود (1310 ِشمسی) به سوییس اعزام شد و در 17 سالهگی (1315) به ایران برگشت.[7] بنابر این او حدود ِ5 سال از عمر اش را در سوییس گذرانده و در 2- در اعزام به سوییس و در هنگام ِتحصیل در آن جا، نه فقط حسین ِفردوست، بل که علیرضا پهلوی 3- دربارهیِ آشنایی با «ارنست پرون» در سوییس نیز باید ذکر کرد که او- اگرچه شاید ظاهرن- شاگرد ِ
محمّدعلییِ فروغی:
1- فروغی 5 فرزند داشت نه فقط یک دختر به نام ِپریماه! سه پسر ِاو به نامهایِ محمود، محسن و مسعود، هرکدام دارایِ سوابق ِبسیار در دورهیِ پهلوی هستند. محسن ِفروغی یکی از معماران ِصاحب ِسبک ِمعاصر است که از جملهیِ کارهایاو میتوان به کاخ ِنیاوران، آرامگاه خیام و باباطاهر، بانک ِملّی و ... اشاره کرد.[10] مسعود فروغی از جملهیِ استادان ِاعظم ِفراماسونری در دورهیِ شاه بوده[11] و محمود ِفروغی نیز در همان دوره 2- فروغی در هنگام ِکودتای ِ1299 در ایران حضور نداشت؛ زیرا در 1298 از طرف ِایران به کنفرانس ِصلح ِورسای اعزام شده بود و پس از حدود ِدو سال توقّف در فرانسه، در نیمههایِ سال 1300 به ایران بازگشت و در 1301 وزیر ِخارجهیِ کابینه یِ مستوفی الممالک شد. [15] 3- فروغی هنگام ِمرگ وزیر ِدربار در کابینهیِ قوام السلطنه بود و بنا بود تا سفیر ایران در واشنگتن شود که اجل مهلتاش نداد. [16] بنابر این آن گونه که در «عمارت ِفرنگی» نشان داده شد او از سیاست کناره نگرفته بود و اتّفاقن در آن هنگام (1321) در حال جلوگیری از نفوذ ِرو به گسترش ِقوامالسلطنه بود. 4- فروغی به جز فاصلهیِ سالهایِ 1314 تا 1320 ، همواره در دولت حضور داشت و در سالهایِ 1307 تا 1307 نیز سفیر ِایران در ترکیه بود و هیچگاه تا قبل از 1314 انزوا پیشه نکرده بود. [17]
شهید سیّد حسن ِمدرّس:
اگر هم بخواهم از تمام ِنارساییهایِ مشهود در شخصیّت پردازییِ مدرّس در «عمارت ِفرنگی»- فارغ از بازییِ خوب و قابل ِقبول ِ«حسین ِمحجوب»- بگذرم، حتمن باید این نکته را ذکر کنم که شهید مدرّس ابتدا برایِ مدّتی کوتاه به دامغان و مشهد تبعید شد، سپس حدود ِدو سال در خواف تحت ِنظر بود تا آنکه سرانجام او را به کاشمر منتقل کردند و در همانجا نیز ایشان را به شهادت رساندند [18]؛ حال آنکه در
سیّد ضیاءالدین ِطباطبایی:
دربارهیِ وی تنها میتوانم به همین نکته بسنده کنم که سیّدضیا در هنگام ِکودتای ِ1299، بیست و هشت سال داشت[19] و علیالقاعده انتخاب ِفخرالدین ِصدّیق شریف برای ِایفای نقش ِوی کمی عجیب است.
سلیمان ِبهبودی
دربارهیِ سلیمان ِبهبودی نیز باز تنها به ذکر این نکات بسنده میکنم که او متولّد ِ1278 ِشمسی بود و در 1300 تنها 22 سال داشت، بسیار باسواد و معلومات بوده و تحصیلات اش را در مدرسهیِ فرانسوییِ «آلیانس» به اتمام رسانده و سپس وارد ِبریگاد قزاق شد و هنگامی که سرجوخه بود به علّت ِتحصیلات و سواد اش آجودان، منشی و پیشکار ِرضاخان شد [20] (امّا شما رجوع کنید به روایت ِ جناب ِ ورزی در این باب).
سرلشکر محمّدحسین ِآیرم و سرپاس رکنالدین ِمختاری:
1- خلاف ِآن چه که در طول ِسریال نشان داده شد، سرپاس مختاری تنها از 1315 تا 1320 ریاست ِکل ِشهربانی را بر عهده داشت و در سالهای ِ1304 تا 1315 این وظیفه بر عهدهیِ سرلشکر آیرم بود. تا آن که وی به بهانهیِ مشکل زبان و حرف زدن به آلمان گریخت (1315) و پس این ماجرا مختاری که رییس ِ 2- مختاری دارای ِقامتی بسیار بلند و نزدیک به قد ِرضا شاه بود و بنابر این انتخاب ِخسرو فرخزادی برایِ ایفای ِنقش ِوی منطقی نیست.[22] 3- بسیاری از دسیسهها و وقایع ِدوران ِرضاشاه، از جمله، توطئهیِ قتل ِتیمورتاش، اعدام ِسردار اسعد ِبختیاری، برکنارییِ فروغی به دلیل ِنامهیی که از وی نزد ِاسدی یافتند در سال ِ1314، خودکشییِ
پ- نکات ِدیگر :
بسیاری از حرفها مانده و من تنها به ذکر ِاجمالییِ برخی از آن ایرادها و اشکالها بسنده میکنم :
1- آیا نهضت ِجنگل به این کم جانی و کوچکی بود که در «عمارت ِفرنگی» ترسیم شد؟ پس احسانالله خان و سردار محیی و حیدر خان عمو اوغلی و خالو قربان کجایِ این قصّه اند؟ تنها میرزا کوچک و آلیانی؟! 2- آیا نقش ِ«خان ِاکبر» (میرزا کریم ِرشتی) در تاریخ، در مقایسه با افرادی چون «اردشیرجی» پررنگتر نبوده است؟ آیا این میرزا کریم ِِرشتی همان کسی نبود که رضاخان جزء ِزیردستان او و برادر اش سردار محیی محسوب میشد؟ همان که پس از فتح ِتهران در مشروطهیِ دوم در واقع رییس ِ 3- آیا این همه شخصیّت ِملّی و تاریخی از جمله مجتهد ِلاری، شیخ محمّد ِخیابانی، کلنل پسیان، سردار اسعد ِبختیاری و ... کمتر از میرزا کوچکخان بودند که در قاب ِکارگردان ِسریال نگنجیدند؟ 4- آیا آداب و عناوین و رسوم ِفراماسونری- این عجیب و غریبترین اجتماع ِانسانها به دور ِهم- این قدر بچّهگانه باید تصویر میشد؟ آن فراماسونرییی که باید مخفیترین تشکیلات را داشته باشد، اصطلاحن باید سر و ته اش با همین دو سه جملهیِ «فلانی! شب بیا لژ!» هم میآمد؟یا با آن 5- آیا نباید به عکسهایِ اشخاص برایِ طراحییِ گریم و لباس توجّه کرد؟ اگر این طور است پس چرا ما به جایِ قوامالسلطنهیِ 1300 با سرداری و کلاه ِقجری و سبیل ِچنگیزی، قوامالسلطنهیِ 1320 را میبینیم با کت و شلوار و سبیل هیتلری و بسیار مسنتر؟! 6- و بسیاری نکات ِدیگر که در اینجا نمیگنجد و شاید در مجالی دیگر . . . 7- باشد که امیدوار باشیم به این که باز هم بشود شاهد ِیک سریال یا کار ِسینمایی- تاریخییِ درخشان بود و نه این «عمارت ِفرنگی» ها .
منابع و ارجاعات:
1- مصاحبه یِ محمّدرضا ورزی با وبگاه ِ«جام ِجم آنلاین» / شنبه 12 ِبهمن ِ1387. 2- «سرنوشت ِایراندخت ِقاجار دختر ِاحمد شاه» / ماهنامهیِ «نیمروز» / جمعه 10 ِخرداد ِ1381. 3- همان. 4- پهلوی ها / جلال ِاندرمانیزاده و مختار ِحدیدی/ جلد ِ 2 / صص 3 الی 9. 5- همان. 6- همان. 7- ظهور و سقوط ِسلطنت ِپهلوی / جلد ِ1 / خاطرات ِحسین ِفردوست / انتشارات ِاطّلاعات. 8- همان. 9- همان. 10- وبگاه ِکاخ- موزهیِ نیاوران. 11- فراموشخانه و فراماسونری در ایران / اسماعیل ِرائین / جلد ِ3 . 12- خاطرات ِمحمود ِفروغی / به کوشش ِحبیب ِلاجوردی / تهران، کتاب ِنادر / 1381. 13- همان. 14- همان. 15- شرح ِحال ِرجال ِسیاسی و نظامییِ ایران / مهدییِ بامداد. 16- دولتهایِ ایران از میرزا نصرالله خان ِمشیرالدوله تا میرحسین ِموسوی / ادارهیِ کلّ ِآرشیو، اسناد و 17- همان. 18- شهادت ِشهید مدرّس و روز ِمجلس / وزارت ِفرهنگ و ارشاد ِاسلامی. 19- تاریخ ِبیست سالهیِ ایران / حسین ِمکّی. 20- خاطرات/ سلیمان ِبهبودی. 21- بازیگران سیاسی در عصر ِرضاشاهی و محمّدرضا شاهی / ناصر ِنجمی / تهران، انتشارات ِاینشتین. 22- همان. 23- همان.
پی نوشت ِ۱ : گفته بودم منتظر ِخبرهایی از این "عمارت ِفرنگی" باشید . پی نوشت ِ۲ : تولّد ام مبارک !
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 22:56 توسط پریشان |
|
|
۱- متاسفانه دیر به دیر به روز می کنم بلاگو ؛ به بزرگی ی ِ خود ِتون ببخشین . مشکلاتی هست که خواهم گفت . ۲- از " کاملیا " ی ِ عزیز تشکز می کنم که منو یاد آپ کردن ِ این جا انداخت ! ۳- سریال ِضعیف ِ " عمارت ِفرنگی " رو دیدید؟ به زودی خبرهای ِ بیش تری در راهه ! ۴- تا اطلاع ِثانوی اشعار ام تو این جا قابل ِ انتشار نیست ! ۵- فعلن خداحافظ تا خبرایی که تو شماره ی ِ ۳ گفتم . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 0:29 توسط پریشان |
|
|
خزعبل کده ی ِاصلی تماس با خزعبل باف صندوق چه ی ِخزعبلات پروفایل ِ صابلّه ی ِ این خزعبل کده |
| ما این جا برای چه مشتی خزعبل می بافیم ؟ |
به نظر شما ، فایده ای هم داره ، که آدم ، علّامه ی دهر و دائرۀ المعارف ِ سیّار باشه؟ اگه داره ، پس این خراب شده رو ببینید ؛ اگه نداره هم ، هر جور راحت اید .
|
| صندوق ِ مراسلات |
|
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 تیر 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
|
RSS
|