تبليغاتX
نیم چه خُزعبلاتی از یک پریشان
جایی برای ِ خرد شدن ِاعصاب ِبرخی خواننده گان اش و لذّت ِبرخی دیگر ؛ البته هیچ کدام اش برایم مهم نیست
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نقاشی از تمرین مخفیانه ی گروه شیدا / نقاش : ایمان ملکی

 

برای دیدن نقاشی اصلی بدون شماره ها و در اندازه ی اصلی کلیک کنید

 

کمی از ۱۷ شهریور ۵۷ گذشته بود که گروه شیدا و در رأس آن محمدرضا

 

 لطفی  برای همراهی با مردم ، از رادیو به صورت دسته جمعی

 

استعفا کردند و  شروع به تولید و ضبط موسیقی ها و تصانیفی با زمینه ی

 

 مبارزاتی و مردمی و همگام با حال و هوای آن موقع مردم کردند . آن ها به

 

 صورت مخفی در زیرزمین خانه ی لطفی و یا هوشنگ ابتهاج (سایه)- که

 

 پدر معنوی گروه شیدا و گروه عارف در رادیو بود- جمع می شدند و تمرین

 

 می کردند . گروه شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی و گروه عارف به

 

 سرپرستی حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان کارهای مشترکی را آغاز

 

کردند که به حلقه و کانون چاووش مشهور شد و حاصل آن نوارهای چاووش

 

 ۱ تا ۸ بود .

 

 

چند روز قبل این نقاشی را در  سایت ایمان ملکی  دیدم و یک لحظه گمان

 

 کردم عکس است البته به احتمال بسیار زیاد از روی یک عکس کشیده

 

 شده ؛ عکسی که نشان دهنده ی روزهای ابتدایی محفل چاووش و ضبط

 

 کارهای درخشانی مانند "شب نورد (برادر بی قراره)"(با آهنگسازی

 

 محمدرضا لطفی و صدای شجریان) و "آزادی" (با آهنگی از لطفی و صدای

 

 شهرام ناظری) و "بخوان هم وطن "(با آهنگی از هوشنگ کامکار و صدای

 

 شهرام ناظری) و "ایران ای سرای امید"(لطفی و شجریان) است .

 

 

توضیحات نقاشی بر اساس شماره :

 

۱- محمدرضا لطفی در حال نواختن تار

 

۲- محمدرضا شجریان در حال خواندن آواز

 

۳- پرویز مشکاتیان در یک موقعیت نادر در حال نواختن سه تار

 

۴- عبدالنقی افشارنیا در حال نواختن بربط (عود)

 

۵- بهمن رجبی در حال نواختن تنبک

 

۶- مجید درخشانی در حال نواختن تار

 

۷- پشنگ کامکار در حال نواختن سنتور

 

۸- هادی منتظری در حال نواختن کمانچه

 

۹- بهزاد فروهری در حال نواختن نی

 

* در تصویر حسین علیزاده و اکبر شکارچی حضور دارند اما در نقاشی خیر .

 

مکان : احتمالن زیرزمین منزل محمدرضا لطفی

 

زمان : بعد از استعفای جمعی از رادیو / پاییز ۱۳۵۷

 

 

 

دانلود تصنیف "شب نورد (برادر بی قراره)" از نوار چاووش ۲ :

 

آهنگ ساز : محمدرضا لطفی/شاعر : جواد آذر/خواننده : محمدرضا شجریان

 

http://www.harmonytalk.com/music/baradar1.mp3

 

دانلود تصنیف "آزادی (بخوان هم وطن)" از نوار چاووش ۲ :

 

آهنگ ساز : هوشنگ کامکار/خواننده : شهرام ناظری/شاعر : جواد آذر

 

http://www.harmonytalk.com/music/bekhan-hamvatan.mp3

 

دانلود تصنیف "رزم مشترک (همراه شو عزیز)" از نوار چاووش ۷ :

 

آهنگ ساز : پرویز مشکاتیان/شاعر : برزین آذرمهر (نام مستعار مشکاتیان) /

 

 خواننده : محمدرضا شجریان

 

http://www.harmonytalk.com/music/razm.mp3

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 1:49  توسط پریشان | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

دیروز ، سالگرد ترور ناجوان مردانه ی فریدون فرخزاد به دست قاتلین زنجیره ای بود . هنوز زنگ صدایش

 چه موقع خواندن و چه موقع اجرای شوی " میخک نقره ای " اش ، در گوش هایمان هست . او میهنش را بسیار دوست داشت و به خاطر ایران و ایرانی بودن بود که موقعیت ممتاز فرهنگی اش را در آلمان رها کرد و به ایران آمد . دیگر نمی دانم لازم است بگویم که او دکترای علوم سیاسی داشت و شاعری بسیار توانا بود به حدی که برخی اشعاری که به زبان آلمانی گفته بود جزو اشعار قرن آلمان و در ردیف آثار گوته و شیللر قرار گرفت و او به ایران برگشت تا شومن ، خواننده ، بازیگر و ... شود و در قالب این نقش ها به ایران و فرهنگ ایرانی خدمت کند و سرانجام جانش را هم در راه این ایران داد و چه کم قدر دید از مردم زود فراموش کار میهنش که حتا طرفدارانش هم او را هنوز آن طور که باید نمی شناسند و نشناختند و ندیدند که او چه موفقیت ها و موقعیت هایی را در غرب رها کرد تا بیاید در ایران و بسیاری چیزهای دیگر و او آن قدر بزرگ بود و هست که لازم نباشد بگوییم برادر فروغ و شاید بهتر باشد بگوییم فروغ ، خواهر فریدون فرخزاد . روانش شاد باشد هر چند می دانیم که تا زمانی که ایران آزادی و آبادانی را در آغوش نگرفته روان پاک او آرام نمی گیرد ....................

 

زندگی نامه ی فریدون فرخزاد به نقل از ویکی پدیای فارسی

 

فریدون فرخزاد (زاده: 15 مهرماه 1317 در چهارراه گمرک شهر تهران - درگذشت: 6 آگوست 1992 در شهر بن آلمان) شومن، خواننده ی  معترض به رژیم جمهوری اسلامی ، بازیگر و شاعر ایرانی بود که توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در تبعید به قتل رسید . وی برادر فروغ فرخزاد شاعر معاصر ایرانی بود.

 

فریدون فرخزاد در پانزدهم مهرماه ۱۳۱۷در چهارراه گمرک تهران متولد شد.مدتی دردبستان رازی وبعد در دبیرستان دارالفنون درس خواند وسپس به آلمان رفت. در مونیخ؛ وین و برلین حقوق سیاسی خواند. تز خود را دربارهٔ تأثیر عقاید مارکس بر کلیسا و حکومت آلمان شرقی نوشت و با درجه (M.A) از دانشگاه مونیخ فارغ التحصیل شد. فرخزاد در سال ۱۹۶۲در مونیخ با آنیا عروسی کردودر سال ۱۹۶۳اشعار آلمانی‌ وی از طرف ناشرین بزرگ کتاب آلمان به‌عنوان بهترین ‌‌‌‌‌اشعار سال برنده‌ی جایزه شد؛ و در کتا‌‌بی که همه ساله منتشر ‌‌‌‌‌‌می‌شود آثار فریدون فرخزاد در ردیف ده شاعر و نویسنده‌ی سال چاپ شد. در سال ۱۹۶۴ اولین دیوان شعر او بنام (زمانی دیگر) به زبان آلمانی انتشار ‌‌‌یافت و جایزه‌ی ادبیات را گرفت. سپس در۱۰مجموعه شعر چاپ شد که یکی از آنهاعنوان بهترین ‌‌‌‌‌اشعار‌‌‌ یک قرن آلمان را بخود اختصاص داد. آن کتاب، در ردیف آثار گوته و شیللر قرار گرفت . شعری که درباره‌ی برلین سرود جایزه‌ی ادبیات برلین را گرفت. وی عضو آکاد‌‌‌‌‌‌می ادبیات جوانان مونیخ شدو در سال ۱۹۶۶ به رادیو تلویزیون مونیخ رفت، و در تلویزیون مونیخ‌‌‌ یک سلسله فیلم رنگی تهیه نمود . در ۱۹۶۷روی موزیک فولکور‌ایران؛ موزیک مدرن ساخت و با‌ این موزیک به فستیوال موسیقی اینسبورگ اتریش راه‌‌‌ یافت که جایزه‌ی اول را هم دریافت نمود. در همان سال ‌امتحان دانشگاه خود را هم داد و در رشته‌ی حقوق سیاسی با درجه عالی فارغ التحصیل گردبد.فریدون فرخزاد بجز زبان آلمانی وانگلیسی، مختصری نیز فرانسه می‌دانست.» فريدون فرخزاد، به جز دكتراى علوم سياسى، شاعر، نويسنده، هنرپيشه ، خواننده ومبتكر چندين برنامه و شو تلويزيونى، از جمله شو موفق "ميخك نقره اى" در ايران بود. كتاب شعر: "در نهايت آغاز جمله است عشق" به فارسى، وكتاب شعر ديگرى به زبان آلمانى از آثار اوست. آخرين كتاب او به نام "من از مردن خسته ام" در مورد قدرت طلبى عناصر مذهبى بود. فرزندش رستم، از آنيتا، همسر آلمانى (همسر اول) اوست. دومين همسر او‌ايرانى بود. پس از حكومت رژيم اسلامى، مجبور به زندگى ,و مبارزه مخفى و بالاخره، ترك وطن شد. در كشور هاى مختلف همراه با ميليون ها ايرانى ديگر طعم آوارگى را چشيد تا نهايتأ در آلمان كه قبلأ ازآنجا فارغ التحصيل شده بود، نخست درشهر هامبورگ و در آخر در شهر بن، ساكن شد . در سال هاى جنگ ايران و عراق، دو بار به اردوگاه اسراى ايرانى در عراق، سفر كرد و بسيارى از كودكان اسير ايرانى را به اروپا انتقال داد، كه با خانواده هاى پذيراى، ايرانى و اروپائى به زندگى پرداختند. در فيلم"وين عشق من" در كنار هنرپيشه معروف زن اطريش، نقش يك حزب اللهى را ايفا كرد. ازآن پس بر عليه جمهورى اسلامى به افشاگرى پرداخت. وی سرانجام با ۴۰ ضربه متعدد چاقو در منزل خویش در بن به قتل رسید.

پنجشنبه ساعت يازده شب، شانزدهم مرداد هزار و سيصد و هفتاد و يك - ششم آگست هزار و نهصد نود و دو ، در شهر بن آلمان درمحل سكونتش جسداو را يافتند.

 آثار فرخزاد

  • درنهايت آغاز جمله است عشق
  • من از مردن خسته ام

مجموعه اشعار

  • در نهایت جمله آغاز است عشق
  • فصلی دیگر (به آلمانی)

 فیلم‌ها

  • عشق من وین به کارگردانی هوشنگ اللهیاری  

 آثار درباره فرخزاد

  • خنیاگر در خون

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 3:56  توسط پریشان | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

غزل   « فتنه  »

 

 

طوفان   در  آسمان   سپید   دلم   گرفت  -   وز   فتنه ی  نگاه ،  دلم ، شعله  دم گرفت

 

 

هرلحظه  که  گذشت ، تو گویی  هزار  سال  -   هر  دم  که  رفت ، آتشی  اندر دلم  گرفت

 

 

افتاد    یک  نگاه  من  اندر نگاه  اوی         -          بر جان من ، دو صد غم و درد و الم گرفت

 

 

آن  غنچه  ی   چو لعل چو شد  باز به  سخن       -         چون   صاعقه ای  در ظلمات   شبم  گرفت

 

 

غمزه  حواله  کرد  چو  لشکر  ،  به سوی من         -        درقلب  ، نیزه دار  وی  ابرو ،علم گرفت

 

 

لرزید این سراچه ی سنگی وسخت  دل       -           چون زلزله  ی عشق ، مرا  دم به دم گرفت

 

 

گرداب  عشق    پیچید   اندر    یم   دلم           -           هر  کشتی  ای  و  قایقی  و  هر   بلم   ، گرفت

 

 

هیچم   نبود   این   چنین  ، گمان  ، که  حالیا          -         این  گونه   به  جانم  فسون  عشق و غم گرفت

 

 

صدها  هزار  باده  ی ناب  ار کشم ،مفید          -         نبود ، چرا که  از  غم  هجران  ، دلم  گرفت

 

 

هر  دم  شود این شور و «پریشانیم» فزون            -             زیرا  دژ حصین  دلم ، آن  صنم  ، گرفت

 

 

بامداد         بیست    و   پنجم     اردی   بهشت   ماه     1387

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 2:39  توسط پریشان | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

باز سر امتحان عشق / منم و یه برگ سفید / منم و فشار و اضطراب / منم و این دل  خراب

باز سر امتحان عشق / لرزش دستام نمی ذاشت / جواب بدم هر چی که بود / هر چی باید گفته می شد

 

سرمو گذاشتم روی میز / از دستم افتاد قلمم / مرکبا پخش شدن و / سیا کردن برگ سفید / سیا کردن برگ سفید

 

باز سر امتحان عشق / یه ذره دارم کم میارم / کتاب و دفترام که نیست / از رو اونا جواب بدم

آخه سر امتحان عشق / نمیشه حتا یه ذره / تقلب و رونویسی / رو سیاهی نتیجه شه

 

سرمو گذاشتم روی میز / از دستم افتاد قلمم / مرکبا پخش شدن و / سیا کردن برگ سفید / سیا کردن برگ سفید

 

تا تو اومدی سراغ من / دست به سرم کشیدی و / حکم قبولی تو امتحان / مُهر شدش با دست تو

تا سر امتحان عشق / پیش تو و پیش همه / رو سفید شدم . چون دوباره / شد برگ ِ من ، سفید ِسفید / سفید ِسفید 

چهارشنبه 9/5/87

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 0:10  توسط پریشان | 
 
خزعبل کده ی ِاصلی
تماس با خزعبل باف
صندوق چه ی ِخزعبلات
پروفایل ِ صابلّه ی ِ این خزعبل کده
ما این جا برای چه مشتی خزعبل می بافیم ؟
به نظر شما ، فایده ای هم داره ، که آدم ، علّامه ی دهر و دائرۀ المعارف ِ سیّار باشه؟ اگه داره ، پس این خراب شده رو ببینید ؛ اگه نداره هم ، هر جور راحت اید .

صندوق ِ مراسلات
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
تیر 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
یخ دان ِ مراسلات
هر چی که شخص ِ شخیص ِ نگارنده بخواد
شعرهای ِ خودم
شعرهای ِ دیگران
تحلیل هایم
موسیقی
فرهنگ
سیاست
سینما و تئاتر و تلویزیون
ورزش
چاپ شده های شخص ِ بنده در مطبوعات ِ مریض ِ ایران
کتاب
ترانه های ِخودم
دیگر رقعه و رساله و مراسله نویسان
صفحه ی من در facebook
استاد دکتر رضا براهنی
پروفایل ِمن در یاهو 360
حافظ ِشیراز
چریک کوچولو (داود)
عبدی بهروان فر (نابغه ی ِراک ِایران)
وب نوشت ( محمدعلی ی ِ ابطحی )
روزنامه ی ِکارگزاران
روزنامه ی ِاعتماد
روزنامه ی ِاعتماد ِملی
هفتان (سایت ِفارسی ی ِمرجع ِهنرهای ِهفت گانه)
خبر گزاری ی ِنوروز ( جبهه ی ِمشارکت )
استاد ِبزرگ وار دکتر عبدالکریم ِسروش
ملکوتی ها (حلقه ی ِملکوت)
آیین ِمهر (سید حسام ِفروزان)
احمد ِقابل (از نو اندیشان ِ فقه ِاسلامی)
دایره المعارف ِویکی پدیا (بخش ِفارسی)
مانی ها (صدای ِادبیات ِ آزاد ِ ایران)
وبگاه ِ رسمی ی ِطرفداران ِسیاوش ِقمیشی
وبگاه ِاسطوره ی ِشعر ِامروزین ِ ما : احمد ِ شاملو
آینده ( عباس ِعبدی )
هنوز (علی اصغر ِسید آبادی و گیسو فغفوری)
رستاک ( اقتصاد ِآزاد )
موناد (دلارام ِآکار)
هفته نامه ی ِشهروند امروز
آوای ِققنوس (حسین)
سقوط (امین علم الهدا)
ما ایم که ازخاک برافلاک ...(فعلن بالعکس)(داود)
وبلاگ ِدکتر علی رضا نوری زاده
رادیو زمانه
تار-مینیاتور (وبگاه ِپیروان ِایرانی ی ِ ارو ایلوواتار)
سخنانی از بازترین پنجره ی ِشهر ِقشنگ (کاملیا مافی)
شاهین ِ نجفی (رپر ِ مبارز ِ مقیم ِاروپا)
اراجیف نامه (لیلی!)
بالاترین
فیلتر شکن (بعضی از ISPها فیلترم کردند!)
خام دست ِ خامه به دست (عباس ِ امیری)
ملکوت (داریوش ِمحمّدپور)
جُستار (استاد داریوش ِآشوری)
سیبستان (مهدی ی ِجامی)
حضور ِ خلوت ِاُنس (عباس ِمعروفی)
یدالله ِرویایی
عسل نگاشت
سپنج (صدای ِادبیات ِمستقل ِایران)
داریوش ِفرخاک فر
فَلُّ سَفَّه (سعید ِحنایی ی ِکاشانی)
کانون ِآرمان ِدکتر شریعتی
اکبر ِمنتجبی
ITEXPRESS (علیرضا)
علی ی ِ خردپیر
اکبر ِاعلمی
شهاب ِطباطبایی
دفتر ِ بی مخاطب (حنیف ِمزروعی)
صمیمانه تر (جواد ِروح)
روز مره گی ها (نفیسه زارع ِکهن)
علی ی ِپیر حسین لو (الپر)
سکوت ِصدا (اعظم ِویسمه)
نوشته های ِمن (محمّد ِ طاهری)
مسیح ِاسماعیلی
نوای ِ بی نان (علی ی ِقلی پور)
بوی ِخاک (محمّدرضا یزدان پناه)
آذر (فرید ِ مدرّسی)
شُمال از شُمال ِغربی (محسن ِآزرم)
دل شوره های ِمن (شیوا آباء)
بحر در کوزه (مهران ِکرمی)
سیّد ابراهیم ِنبوی
محمّد ِ صالح علا
Balatarin
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

پریشان

 





Powered by WebGozar