![]() |
![]() |
|
| جایی برای ِ خرد شدن ِاعصاب ِبرخی خواننده گان اش و لذّت ِبرخی دیگر ؛ البته هیچ کدام اش برایم مهم نیست |
|
توضیح : در و تخته و پنجره و دیوار و ... دست به دست هم دادند که ما ولنتاینمون بد جوری خراب شه و منم انقد حالم گرفته بود که شبش این غزل رو گفتم :
منم من عاشقی هستم، ز معشوقش جدا مانده / منم درمانده ای کز این سرا و آن سرا مانده در این بیداد و این سردرگمیّ و این سراسیمی / هم از عشق و هم از لذّات آن اینک رها مانده من این جا در خم این کوچه پس کوچه همی گردم / قدم ها و قدم ها و هنوز از کوچه ها مانده در این روزِ خجسته که همه غرق گل و مهر اند / من این جا زانوانم را بغل کرده ، جدا مانده همه شادند و خوشحال و به عشق خویش می بالند/ولیکن از دو پایم من به وارون درهوامانده سحر هم شد ولی من بامداد و صبح نشناسم / به مادام این غم تاریک در شب ها به جا مانده جهان را نیک می دیدم ولی اینک به ناکامی / به بد نامیّ این دنیا شهادت های ما مانده من این عشقم چوشهد و چون شکرمی دیدم و اینک / چونان مِی ، بینمش ، ده ساله و تلخ و شتا مانده من اینجا در دل غفلت شدم محبوس و درحالی/که باز از کاروان عشق هستی بخش، جا مانده صبوحی ده کزین حال « پریشان » آردم بیرون / که بینم راه عشقم از کجا تا ناکجا مانده در اینجا من به حبس و دیگران خشنود و خوش کام اند من این تا کی بگویم : کاین سر ما بی کُلا مانده |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 2:11 توسط پریشان |
|
|
خزعبل کده ی ِاصلی تماس با خزعبل باف صندوق چه ی ِخزعبلات پروفایل ِ صابلّه ی ِ این خزعبل کده |
| ما این جا برای چه مشتی خزعبل می بافیم ؟ |
به نظر شما ، فایده ای هم داره ، که آدم ، علّامه ی دهر و دائرۀ المعارف ِ سیّار باشه؟ اگه داره ، پس این خراب شده رو ببینید ؛ اگه نداره هم ، هر جور راحت اید .
|
| صندوق ِ مراسلات |
|
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 تیر 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
|
RSS
|