![]() |
![]() |
|
| جایی برای ِ خرد شدن ِاعصاب ِبرخی خواننده گان اش و لذّت ِبرخی دیگر ؛ البته هیچ کدام اش برایم مهم نیست |
|
سلام بالاخره بعد از تمام ِبد قولی هام ، بخش ِمعرفی کتاب رو شروع کردم که البته باید چهارشنبه آپ می شد و البته می شه اون رو یه معرفی ِ شخصیت هم حساب کرد . امروز می خوام کتابی رو معرفی کنم که شاید خیلی از شماها نه اون رو دیدید و شاید حتی بعضی ها باشند که حتی نویسنده - و در واقع شاعر - ِاون رو نمی شناسند . اول ، شناسنامه ای از کتاب رو ارائه می کنم ، و بعد مختصری درباره ی نویسنده و گزیده ای از جاهای مختلف ِکتاب . * * * نام : دریا در من نویسنده : شهیار ِقنبری موضوع : گزینه ی ترانه های شهیار ِقنبری از سال ِ۱۳۴۸ تا ۱۳۷۴ . نشر : سازمان ِانتشارات ِجاویدان ، چاپ ِاول ، تهران ، ۱۳۷۹ ، ۲۰۰۰ نسخه برای تقریب ِ ذهنتان و شاید تجدید ِ خاطره ، یادداشت ِ پشت جلد ِ کتاب را در این جا می نویسم ( کلمات داخل ِپرانتزها و خط تیره ها را من نوشته ام ) : وقتی برای نخستین بار ، " جمعه " ( داره از ابر ِسیا خون می چکه ... )- با موسیقی اسفندیار ِمنفردزاده و صدای جاودانه ی فرهاد - را شنیدی ، کجا بودی ؟ " قصه ی دو ماهی " ( ما دو تا ماهی بودیم توی دریای کبود ...) - با موسیقی ِحسن شماعی زاده و صدای گوگوش - قصه ی چند سالگی ِتو بود ؟ " نیاز " ( تن تو ظهر ِتابستونو به یادم میاره... من نیازم تو رو هر روز دیدنه... ) - با موسیقی ِاسفندیار ِمنفردزاده و صدای فریدون ِفروغی - را در کنار ِعطر ِ کدام یار ، تجربه کردی ؟ " هفته ی خاکستری " ( شنبه روز ِبدی بود ، روز ِ بی حوصلگی ... ) - با موسیقی ِ جناب ِ واروژان و صدای فرهاد - را کدامین روز ، ورق زدی ؟ چگونه از " بوی خوب ِگندم " ( بوی گندم مال ِمن هرچی که دارم مال ِ تو ، یه وجب خاک مال ِمن ... ) - با موسیقی ِواروژان و صدای داریوش - مست شدی ؟ حرف ( واسه تو قد یه برگم ... ) - با موسیقی شماعی زاده و صدای گوگوش و بعد با صدای خود شاعر - ، نفس ، هجرت ( فصلی که من با تو ما شد ، فصل ِ سبز ِخواهش ِ برگ ... ) - شماعی زاده و گوگوش - ، کودکانه ( بوی عیدی ، بوی توپ ....) - منفردزاده و فرهاد- ، همیشه غایب ( یک نفر میاد که من منتظر ِدیدنشم ... مثه یک معجزه اسمش تو کتابا اومده ... ) - منفرد زاده و فریدون ِفروغی - ، نفرین نامه - مرحوم بابک ِ بیات و داریوش - ، قدغن - با موسیقی و صدای خود ِ شاعر - ، بی بی ِآبی - با موسیقی و صدای خود ِ شاعر - و ... را در خلوت ِ کدام شب ، نفس کشیدی ؟ من در این کتاب ، برای تو خواهم گفت که به هنگام ِ نوشتن " جمعه " کجا بودم و در کنار ِ نفس های کدام یار ، از " نیاز " نوشتم . " دریا در من " دفتری ست از گزینه ی ترانه ها به همراه ِ یادها و خاطره های آن همه سال . شهیار ِ قنبری * * * اما خیلی ها می خواهند بدانند که " شهیار ِقنبری " واقعاً کیست ؟ ترانه سرا ؟ خواننده ؟ آهنگساز ؟ و یا پسر ِ حمید قنبری ( خواننده ) ؟ شهیار قنبری در اصل ، ترانه سرا است . و به زعم ِبسیاری ، پیشگام ِ ترانه ی نوین ِایران است . شهیار قنبری زاده ی ۶ مرداد ۱۳۲۹ خورشیدی در تهران ، شاعر ، ترانهسرا و خواننده است . شهیار فرزند ِ حمید ِ قنبری صداپیشه و خواننده ایرانی است. غالباً نام وی به اشتباه «شهریار» گفته میشود. شهیار ، ترانه های جاودانه ی بسیاری مثل ِ " مرد ِ تنها " ( ترانه ی تیتراژ ِ فیلم ِ " رضا موتوری " ) ، " جمعه " ، " بوی گندم " ، " نون و پنیر و سبزی " " معلم ِ بد " و ... را سروده است و جزو ِ بدعت گذاران ترانه است و شاید - تقریباً به طور ِ قطع - اولین کسی است که ترانه ی بی قافیه و بی وزن ( ریتم ) را آغاز کرده است . بهترین تجارب هنری اش هنگامی بوده که یکی از سه ضلع این دو مثلث بوده است : " اسفندیار ِ منفرد زاده - فرهاد ِمهراد - شهیار " و " واروژان - داریوش ِ اقبالی - شهیار " ؛ که منجر به خلق بزرگ ترین و تأثیر گذار ترین ترانه های دهه ی ۵۰ خورشیدی شد . ترانه هایی که مردم ، آن ها را مثل ِ " کاغذ ِ زر " می بردند . ترانه هایی که الهام بخش جنبش و حرکت ِ مردم بود و .................... . اما دنیای شهیار ، در ترانه های مورد ِ علاقه اش ، دنیایی است فانتزی ، عاشقانه ، کودکانه و.... است . که شاید خواسته ما را هم در این حسش - با چاپ ِ این دفتر - شریک کند . * * * البته ، آن طور که خود ِ شهیار هم گفته و می گوید ، چاپ ِ ایران ِ این دفتر ، با اغلاط ِ بسیار و سانسورهای شدید ، انجام شد و یکی از نمونه های بارز این سانسورها ، حذف ِ ترانه ی " نون و پنیر و سبزی " از کتاب ، به دلیل محتوای ضد ِ نظام جمهوری اسلامی - بود و نیز حذف بسیاری از یادداشت ها و خاطرات ِ ذیل ِ ترانه ها و خصوصاً حذف ِ تمام عکس های کتاب ! ولی با این همه کتاب ، کتابی است با ارزش ؛ که می توانیم آن را با لحظاتمان ، تنفس کنیم ........... و همین است که باعث می شود که این کتاب ، در آخرین چاپ هایش در ایران به سی هزار نسخه هم برسد ؛ در کشوری که کتابهای ترانه و شعر با هزار نسخه تیراژ ، روی دست می مانند ؛ حتی اگر اسامی بزرگی مثل ِ سیمین ِ بهبهانی ، م.آزاد ، منوچهر ِ آتشی ، سایه ، سپانلو و ... باشد و تنها ، کتب ِ " بسیار بزرگ"انی مثل ِ احمد ِ شاملو است که خریدار دارند و آن هم با تیراژی بسیار کمتر از کتاب های دیگری مثل کتب ِ کنکور و ... . * * * و در آخر ، ترانه ی " مرد ِ تنها " و متعلقاتش در کتاب را می نویسم : مرد ِ تنها ( صدای بی صدا ) با صدای ِبی صدا مث ِیه کوه ، بلند مث ِ یه خواب ، کوتاه یه مرد بود ؛ یه مرد با دست های فقیر با چشم های محروم با پاهای خسته یه مرد بود ؛ یه مرد شب ، با تابوت ِ سیاه نشست توی چشم هاش خاموش شد ستاره افتاد روی خاک سایه ش هم نمی موند هرگز پشت ِ سرش غمگین بود و خسته تنهای تنها با لب های تشنه به عکس ِ یه چشمه نرسید تا ببینه قطره قطره قطره ی آب قطره ی آب در شب ِبی تپش این طرف ، اون طرف می افتاد تا بشنُفه صدا صدا صدای پا صدای پا تهران ، ۱۳۴۹ ( ۱۹۷۰ ) " این ترانه را بر موسیقی ِ آفتابی ِ اسفندیار ، نوشتم . فرصت نبود و ترانه ی مرد ِتنها ، می بایست برای فیلم ِ رضا موتوری آماده می شد . شبی تا سحرگاه ، در بالاخانه ی شرکت ِ سینمایی پیام ، حبس شدیم تا ترانه ی متن ِفیلم به دنیا بیاید . روز ِ پس از شب ِموعود ، مسعود ِ کیمیایی و علی ِ عباسی ، ترانه را شنیدند و پسندیدند . این نخستین ترانه ی بی قافیه است . ترانه ای از جنس ِ شعر ِ معاصر . ترانه ی مرد ِ تنها . این صدای ِ بی صدا - به سبب ِ تازگی اش - برای من بسیار عزیز است . " دریا در من / صفحه ی ۵۰ * * * این هم لینک ِ وبگاه ِ شهیار و توضیح در رابطه با این کتاب از زبان و دست ِ خودش : http://www.harf1974.com/Kaare%20Shahyar/7-%20Darya%20dar%20man/Darya%20dar%20man_index.htm و این هم مدخل ِ مربوط به شهیار در ویکی پدیا : http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%A7%D8%B1_%D9%82%D9%86%D8%A8%D8%B1%DB%8C * * * و در آخرهم - به قول شهیار - سبز باشید ؛ سبز و آفتابی . |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 7:49 توسط پریشان |
|
|
برنامه ی این وبلاگ از این قرار است : 1- هر هفته در روزهای چهار شنبه ، یک کتاب را به طور ِکامل معرفی و در صورت ِامکان ، مطالب ِمربوط و کتاب شناسی ها را ذکر می کنم . ۲- هر هفته در روزهای پنج شنبه ، یک شخصیت ِجدید را که ممکن است در هیچ جای دیگری درباره اش نخوانید و نشنوید ، به همراه ِآثار و افکارش معرفی می کنم و یا نا گفته هایی از شخصیت های شناخته شده می گویم . ۳- این وبلاگ ، هر هفته در روزهای جمعه ، با اخبار و تحلیل های هفته به علاوه ی نظرات ِخودم درباره ی آن ها ، به روز می شود . ۴- علاوه بر تمام ِاین ها ،در طول ِهفته ، مقالاتی درباره ی علوم ِانسانی و موضوعات ِدیگر در این وبلاگ ، گذاشته خواهد شد و من درباره ی سوالاتی که شما در بخش ِنظرات مطرح می کنید پاسخ گو خواهم بود و مطالب ِمورد ِدرخواست ِشما را بر روی وبلاگ قرار می دهم . ۵- در لا به لای همه ی این ها ، مطالبی حسّی ، درباره ی خودم و چیزهای دیگر می نویسم . |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 6:2 توسط پریشان |
|
|
از امروز ، من و دوست عزیزم وارتان یه وبلاگ گروهی رو ساختیم به اسم " قاعدگی ذهن نامنظم / نواربهداشتی بالدار " . که در مورد تراوشات ذهنی و بی هدف قاعدگی وار ِوارتانه و من هم قراره این تراوشات رو کنترل و هدف گذاری و ویرایش کنم . البته بعضی وقتا هم نواربهداشتی نشتی پیدا می کنه ! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 3:8 توسط پریشان |
|
|
سلام
من بالاخره به بلاگفا نقل ِمکان کردم . با آدرسی جدید ، نام ِمستعاری جدید و افکاری جدیدتر از قبل . البته ، نوشته های سابق ِمنو و همکارم رو می تونید در این آدرس پیدا کنید :
www.enteghadesabz.mihanblog.com
امیدوارم که خواننده ها منو با نظراتشون به ادامه ی کارم امیدوار کنند و پیشنهادات ِخودشون رو به من بگن .همون طور که در تیتر ِوبلاگ می بینید ، این جا ، دو جریان ِموازی داریم ؛ یکی ارائه ی جریان آزاد اطلاعات ، و دیگری بیان احساسات ، عقاید و عواطف انسانی . من ، خودم مایلم که به پرسش های تمام دوستان - در چارچوب علوم ِانسانی و اجتماعی ، و ادب و هنر- به صورت ِمبسوط ، پاسخ بدهم و دانشم را - هر چند ناچیز و ناقص - در اختیار دیگران هم بگذارم . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 2:15 توسط پریشان |
|
|
خزعبل کده ی ِاصلی تماس با خزعبل باف صندوق چه ی ِخزعبلات پروفایل ِ صابلّه ی ِ این خزعبل کده |
| ما این جا برای چه مشتی خزعبل می بافیم ؟ |
به نظر شما ، فایده ای هم داره ، که آدم ، علّامه ی دهر و دائرۀ المعارف ِ سیّار باشه؟ اگه داره ، پس این خراب شده رو ببینید ؛ اگه نداره هم ، هر جور راحت اید .
|
| صندوق ِ مراسلات |
|
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 تیر 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
|
RSS
|