تبليغاتX
رقعه هایی از یک پریشان اندیش ِپریشان گو
جایی برای دانستن ، آموختن ، انتقال جریان ِآزاد ِاطلاعات ، و بسیاری چیزهای فراتر از این مسائل ِحقیر
 

این قصیده ای است از هزلیات شهید راه آزادی ، میرزاده ی عشقی :

  

" خر نامه "

دردا و حسرتا که جهان شد به کام خر // زد ، چرخ سفله ، سکه ی دولت به نام خر

خر سرور ار نباشد ، پس هر خر از چه روی ؛ // گردد همی ز روی ارادت ، غلام خر ؟

افکنده است سایه ، هما ، بر سر خران // افتاده است ، طایر دولت ، به دام خر

خربنده ی خران شده ، آزادگان دهر ! // پهلو زن است ، چرخ ، به این احتشام خر

خرها ، تمام ، محترم اند اندر این دیار // باید نمود از دل و جان ، احترام خر

خرها وکیل ملّت و ارکان دولت اند // بنگر که بر چه پایه رسیده ، مقام خر

شد دائمی ریاست خرها به مُلک ما // ثبت است بر جریده ی عالم ، دوام خر

هنگامه ای به پاست ، به هر کُنج مملکت // از فتنه ی "خواص پلید" و "عوام خر" !

آگاه ، از سیاست کابینه ، کس نشد // نبود عجب که "نیست" معیّن ، مرام خر

روزی که جلسه ی وزرا ، منعقد شود // دربار ، چون طویله شود ، ز ازدحام خر

در غیبت وزیر ، معاون ، شود کفیل // گوساله ای است ، نایب و قائم مقام خر

یارب ، "وحید ملک" (وزیر داخله) ، چرا می خورد پُلو // گر کاه و یونجه است ، به دنیا ، طعام خر ؟!

گفتم به یک وزیر که : "من ، بنده ی تو ام" // یعنی ، منم ز روی ارادت ، غلام خر

این شعر را به نام "سپهدار" (سپهدار اعظم رشتی) گفته ام // تا در جهان بماند ، پاینده ، نام خر

خرهای تیزهوش ، وزیران دولت اند // یا حبّذا ، ز رتبه و شأن و مقام خر

از آن الاغ تر ، وکلا اند ، از این گروه // تثبیت شد ، به خلق جهان ، احتشام خر

شخص رییس دولت ما ، مظهر خر است // نبود ، به جز خر ، آری ، قائم مقام خر

چون نسبت وزیر به خر ، ظلم بر خر است ، // انصاف نیست ، کاستن از احترام خر

گفتا سروش غیب ، به گوش "امین ملک" (وزیر مالیه) : // "زین بیشتر ، زمانه نگردد ، به کام خر

"سردار معتمد" (وزیر جنگ) ، خر کی هست ، جرتغوز ! // کز وی ، همی به ننگ شد آلوده ، نام خر

امروز ، روز خرخری و خر سواری است // فردا ، زمان خر کُشی و انتقام خر

  

به نقل از : کلیات مصور میرزاده ی عشقی / تهران / امیرکبیر / ۱۳۴۴ / صص ۴۲۵و۴۲۶

 

 ------------------------------------------------------------------------------------------------

 

پی نوشت ۱ : این آقای دکتر بعد از این کردان ! هم عجب ماجراش بیخ پیدا کرد . این هفته طبع شعر

ملت ایران و طنز قوی اون ها بازهم تولید جدید و جالبی از نوع پیامک داشت به شرح زیر :

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت // به یک اشاره ی رهبر ، وزیر کشور شد

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------

 

پی نوشت ۲ : حاج ! علی خدابخش ، هم چنان مثل فیل مست ، زده به کاروان مطبوعات ایران و همه رو

 داره له می کنه ؛ بعد از روزنامه ی شرق ، نوبت اعتماد و سرمایه هم رسید !

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 22:29  توسط پریشان | 
1- این یکی از مشهورترین مطلع های ِغزلیات ِ حافظ است :


اگر آن ترك شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را


=====================


2- این ها مشهورترین تضمین های ِ دیگر شاعران از این مطلع ِخواجه ی ِشیراز هستند :



اگر آن ترك شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را

هر آن كس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد

نه چون حافظ كه می بخشد سمرقند و بخارا را صائب تبریزی


=====================

 اگر آن ترك شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را

هر آن كس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد

نه چون صائب كه می بخشد سر و دست و تن و پا را

سر و دست و تن و پا را به خاك گور می بخشند

نه بر آن ترك شیرازی كه برده جمله دل ها را شهریار


=====================

3- این هم تضمینی است از این جانب که [ به قول ِحکیم نظامی ِ گنجوی ] خشتی زده ام و نه بیش :

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را


ز ناداری و فقر و مسکنت وز بی کسی یارا ،


به او چیزی ندارم تا دهم گر او بخواهد ، من


به جان خواهم دهم این بینوا جان ِ فزون خوا را



+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 3:46  توسط پریشان | 

غزل ِ« تنها چرا ؟ »


 

استقبالی از غزل ِ مشهور ِ شهریار به نام « حالا چرا ؟ »


 

 

آمدی ؛ امّا نداری کینه و دعوا چرا ؟ // بی وفایی از تو بود و من شوم رسوا چرا ؟


 

چون که مرده پور ِرستم ، نوش دارو را چه کار ؟ // آمدی تا باز گویی : « آشتی ! دعوا چرا ؟! » ؟


 

آن زمان که در برت بودم ، بگفتم : « نازنین ، // مهر ِ امروزت به فردا مفکن و فردا چرا ؟ »


 

عمر ، بگذشت و فنا شد این جوانی در رهت ؛ // با جوانان ، باز ، نرد ِ عشقت و با ما چرا ؟


 

گر که دیروزی ، نبودم اعتباری ، نزد ِ تو ، // هان ! چه شد ؟ اینک سراپا گشته ای شیدا ، چرا ؟


 

چون گرفتی تابش ِ مهرت ، ز ِاهل ِاین زمین ، // ای عجب ! که سوز و سرما نیست در دنیا ، چرا ؟


 

در ره ِ عشقم ، سراسر ، من به تنهایی روم // رهگذرها را تعجّب : « این چنین تنها چرا ؟ »


 

« شهریار » ، این گفت ؛ امّا شاید از کنه ِدلش ، // نی رضایت داشت کاین گونه شوی رسوا ؛ چرا ؟


 

لیکن ؛ اینک من به جد گویم که : « از این جا برو ! » // تا کجا صبر و حیا گیرم ، مدارا را چرا ؟


 

رو ، که دیگر من نخواهم دیدن ِ رویت ؛ که تو ، // ماه ِ بدریّ و « پریشان » سازیم شب ها چرا ؟



 

 

به انجام رسید در یکم ِ خرداد  ماه ِ یک هزار و سی سد و هشتاد و هفت ِ خورشیدی ِ خیّامی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 9:41  توسط پریشان | 
 

 

امشب به تناسب وضعیت وطنمون می خوام یک ترانه ی خاطره انگیزو این جا

 بنویسم . ترانه ای که سی سال پیش ورد زبون جوونای مبارز این مملکت بوده .

  ترانه ی شب نورد یا برادر بی قراره از نوار چاووش ۲ گروه عارف و شیدا .

 

 

شب است و چهره ی میهن سیاهه / نشستن در سیاهی ها گناهه

تفنگم را بده تا ره بجویم / که هرکی عاشقه پایش به راهه

 

برادر بی قراره / برادر شعله واره / برادر دشت سینش لاله زاره

 

شب و دریای خوف انگیز و توفان / من و اندیشه های پاک پویان

برایم خلعت و خنجر بیاور / که خون می بارد از دل های سوزان

 

برادر نوجوونه / برادر غرق خونه / برادر کاکلش آتش فشونه

 

تو که با عاشقان درد آشنایی / تو که هم رزم و هم زنجیر مایی

ببین خون عزیزان را به دیوار بزن شیپور صبح روشنایی

 

برادر بی قراره / برادر نوجوونه / برادر شعله واره / برادر غرق خونه

برادر کاکلش آتش فشونه

 

 

 

آهنگ ساز : استاد محمدرضا لطفی

شاعر : فرخی یزدی ، اصلانیان

خواننده : استاد محمدرضا شجریان

دستگاه : دشتی

 

نوازندگان اعضای گروه شیدا و عارف در این آهنگ :

محمد رضا لطفی : سرپرست گروه ، تار / زیدالله طلوعی : تار /

اکبر شکارچی : کمانچه / حسین علیزاده : تار / هادی منتظری : کمانچه /

پشنگ کامکار : سنتور / محمد فیروزی : بربط (عود) /

اسماعیل صدقی آسا : بربط (عود) / محمدعلی (مجید) درخشانی /

بیژن کامکار : دف / بهمن رجبی : تنبک / جمشید عندلیبی : نی /

پرویز مشکاتیان : سنتور

 

 

دانلود کنید این آهنگ زیبا و به یاد ماندنی را : شب نورد - برادر بی قراره

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 0:20  توسط پریشان | 
 

 

امروز ظهر در کمال تعجب و به صورتی غیر منتظره مطلع شدم که استاد تورج نگهبان ،

 شاعر و ترانه سرای شاخص ایرانی ساکن در غربت دار فانی را وداع گفته است .

برای ما که هر چند روز او را در مجله ی صدا در تلویزیون فارسی زبان " تصویر ایران "

 می دیدیم خبر غیر منتظره ای بود و جای تاسف است که دیگر این بزرگ در میان ما

 نیست . از همین جا به اعضای خانواده ی خود ایشان ، تمام خانواده ی بزرگ ادب و

 هنر ایران و خصوصن دوستان عزیزم ، برادرزاده های ایشان ، تسلیت می گویم .

 روانش شاد و یادش همواره پاینده باد .

 

 

به همین دلیل چکیده ای از زندگی این عزیز و مشهورترین کارشان را در این جا ذکر

می کنم :

 

 

 متولد هفتم اردیبهشت 1311 در شهر اهواز .

متوفای سی ام مرداد ۱۳۸۷ در لس انجلس .

 

 

تحصیلات :

 

در دانشگاه تهران : از سال  37- 1334 رشته ادبيات انگليسی ؛ از سال  39-1337

دانشکده حقوق، رشته حقوق ؛ از سال 44-1341 دانشکده ادبيات و علوم انساني

 رشته علوم اجتماعی ؛ از سال 50- 1348 در همين دانشکده، رشته جامعه

 شناسی در مقطع فوق ليسانس .

 

شروع کار :

 

تورج نگهبان ترانه سرايی را از سال 1328 با شعری بر روی آهنگ مهندس همايون

 خرم (بزرگ ترین دوست و همکارش در سالیان بعد) آغاز کرد . در همان اوان ترانه

 ديگری روی  آهنگ مسعود ميثاقيان ، آهنگساز و نوازنده سنتور ساخت که با صدای

 گرم منوچهر همايون پور اجرا و پخش گرديد .

 

کارنامه هنری :

 

وی  بيش از 700 ترانه برای ملوک ضرابی ، دلکش ، مرضيه ،الهه ، پوران ، عهديه ،

 هايده ، مهستی  ، فریدون فرخزاد ، بنان ، ايرج ، وفايی ، گلپا، رفيعی ، محمد نوری

 ، فرح ، آذر ، هما ، پروين و گوگوش ساخته بود . تورج نگهبان همکاری خود را با

 برنامه گلها از سال 1340 آغاز کرد و از همکاران هميشگی آن بود . از سال 1341-

1337 معاون اداره مطبــوعات اداره کل انــتشارات و راديـو  و در سالهای 1357-1341

سرپرست روابط عمومی و انتشارات سازمان صنايع دستی ايران بوده و در اواخر دوره

 پهلوی دست اندر کار انتشار مجله «دستاورد» در زمينه هنرهای دستی ايران و نيز

انتشار مجله «صدا» (به اتفاق دوستان نزدیکش علیرضا میبدی ، عماد رام ، اسفندیار

 منفردزاده و ...) بود . وی از سال 1374 در ایالات متحده آمریکا زندگی می کرد

و تا هنگام مرگ تهیه کننده  و اجرا کننده «مجله ماهواره ای صدا» و «سیری در

ادبیات آهنگین ایران» بودند که از تلویزیون AFN و تصویر ایران در لس آنجلس پخش

می شد .

 

او در روز ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ در حدود ساعت ۹ صبح (به وقت لس آنجلس) بر اثر بیماری

 ذات الریه درگذشت. وی مدت‌ها از بیماری ریوی و کیسه ی صفرا رنج می‌برد.

 

با توجه به وصیت خود وی که اگر حالشان بهبهود نیافت باید پس از دو روز دستگاه

 های اکسیژن و ... را قطع کنند، پس از ۴۸ ساعت این عمل انجام شد و متخصصین

با عدم بهبهودی در سلامت ایشان روبرو شدند و دستگاه ها را قطع نمودند. 

 

 

شاید مشهورترین کار ایشان که هم نزد نسل جوان و هم نزد قدیمی ترها محبوبیت

 بسیاری دارد ترانه ی " گل بی گلدون " (چه اشتباهی کردم) باشد ؛ ترانه ای با

آهنگ سازی پرویز مقصدی و صدای گوگوش :

 

 

می گفتی بی تو هیچم / با من بمون همیشه 

 نباشی من می میرم / گل بی گلدون نمی شه

چه اشتباهی کردم / حرفاتو باور کردم

چه اشتباهی کردم / حرفاتو باور کردم

 

یه روز سرد پاییز / گلدونتو شکستی 

 مثل عروس گل ها / تو گلخانه نشستی

بهار می یاد دوباره / بازم تو رو می یارن 

 مثل گل زینتی / تو گلخونه می کارن

 

بازم به گلدونت می گی / با من بمون همیشه

 می گی که بی تو می میرم / گل بی گلدون نمیشه

چه اشتباهی می کنه / حرفاتو باور می کنه 

 چه اشتباهی می کنه / حرفاتو باور می کنه

 

 

باز هم تکرار می کنم : " روانش خرسند و یادش در دل های مردم جاودان باد " .

 

 

 

  

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 4:10  توسط پریشان | 
نقاشی از تمرین مخفیانه ی گروه شیدا / نقاش : ایمان ملکی

 

برای دیدن نقاشی اصلی بدون شماره ها و در اندازه ی اصلی کلیک کنید

 

کمی از ۱۷ شهریور ۵۷ گذشته بود که گروه شیدا و در رأس آن محمدرضا

 

 لطفی  برای همراهی با مردم ، از رادیو به صورت دسته جمعی

 

استعفا کردند و  شروع به تولید و ضبط موسیقی ها و تصانیفی با زمینه ی

 

 مبارزاتی و مردمی و همگام با حال و هوای آن موقع مردم کردند . آن ها به

 

 صورت مخفی در زیرزمین خانه ی لطفی و یا هوشنگ ابتهاج (سایه)- که

 

 پدر معنوی گروه شیدا و گروه عارف در رادیو بود- جمع می شدند و تمرین

 

 می کردند . گروه شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی و گروه عارف به

 

 سرپرستی حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان کارهای مشترکی را آغاز

 

کردند که به حلقه و کانون چاووش مشهور شد و حاصل آن نوارهای چاووش

 

 ۱ تا ۸ بود .

 

 

چند روز قبل این نقاشی را در  سایت ایمان ملکی  دیدم و یک لحظه گمان

 

 کردم عکس است البته به احتمال بسیار زیاد از روی یک عکس کشیده

 

 شده ؛ عکسی که نشان دهنده ی روزهای ابتدایی محفل چاووش و ضبط

 

 کارهای درخشانی مانند "شب نورد (برادر بی قراره)"(با آهنگسازی

 

 محمدرضا لطفی و صدای شجریان) و "آزادی" (با آهنگی از لطفی و صدای

 

 شهرام ناظری) و "بخوان هم وطن "(با آهنگی از هوشنگ کامکار و صدای

 

 شهرام ناظری) و "ایران ای سرای امید"(لطفی و شجریان) است .

 

 

توضیحات نقاشی بر اساس شماره :

 

۱- محمدرضا لطفی در حال نواختن تار

 

۲- محمدرضا شجریان در حال خواندن آواز

 

۳- پرویز مشکاتیان در یک موقعیت نادر در حال نواختن سه تار

 

۴- عبدالنقی افشارنیا در حال نواختن بربط (عود)

 

۵- بهمن رجبی در حال نواختن تنبک

 

۶- مجید درخشانی در حال نواختن تار

 

۷- پشنگ کامکار در حال نواختن سنتور

 

۸- هادی منتظری در حال نواختن کمانچه

 

۹- بهزاد فروهری در حال نواختن نی

 

* در تصویر حسین علیزاده و اکبر شکارچی حضور دارند اما در نقاشی خیر .

 

مکان : احتمالن زیرزمین منزل محمدرضا لطفی

 

زمان : بعد از استعفای جمعی از رادیو / پاییز ۱۳۵۷

 

 

 

دانلود تصنیف "شب نورد (برادر بی قراره)" از نوار چاووش ۲ :

 

آهنگ ساز : محمدرضا لطفی/شاعر : جواد آذر/خواننده : محمدرضا شجریان

 

http://www.harmonytalk.com/music/baradar1.mp3

 

دانلود تصنیف "آزادی (بخوان هم وطن)" از نوار چاووش ۲ :

 

آهنگ ساز : هوشنگ کامکار/خواننده : شهرام ناظری/شاعر : جواد آذر

 

http://www.harmonytalk.com/music/bekhan-hamvatan.mp3

 

دانلود تصنیف "رزم مشترک (همراه شو عزیز)" از نوار چاووش ۷ :

 

آهنگ ساز : پرویز مشکاتیان/شاعر : برزین آذرمهر (نام مستعار مشکاتیان) /

 

 خواننده : محمدرضا شجریان

 

http://www.harmonytalk.com/music/razm.mp3

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 1:49  توسط پریشان | 

 

دیروز ، سالگرد ترور ناجوان مردانه ی فریدون فرخزاد به دست قاتلین زنجیره ای بود . هنوز زنگ صدایش

 چه موقع خواندن و چه موقع اجرای شوی " میخک نقره ای " اش ، در گوش هایمان هست . او میهنش را بسیار دوست داشت و به خاطر ایران و ایرانی بودن بود که موقعیت ممتاز فرهنگی اش را در آلمان رها کرد و به ایران آمد . دیگر نمی دانم لازم است بگویم که او دکترای علوم سیاسی داشت و شاعری بسیار توانا بود به حدی که برخی اشعاری که به زبان آلمانی گفته بود جزو اشعار قرن آلمان و در ردیف آثار گوته و شیللر قرار گرفت و او به ایران برگشت تا شومن ، خواننده ، بازیگر و ... شود و در قالب این نقش ها به ایران و فرهنگ ایرانی خدمت کند و سرانجام جانش را هم در راه این ایران داد و چه کم قدر دید از مردم زود فراموش کار میهنش که حتا طرفدارانش هم او را هنوز آن طور که باید نمی شناسند و نشناختند و ندیدند که او چه موفقیت ها و موقعیت هایی را در غرب رها کرد تا بیاید در ایران و بسیاری چیزهای دیگر و او آن قدر بزرگ بود و هست که لازم نباشد بگوییم برادر فروغ و شاید بهتر باشد بگوییم فروغ ، خواهر فریدون فرخزاد . روانش شاد باشد هر چند می دانیم که تا زمانی که ایران آزادی و آبادانی را در آغوش نگرفته روان پاک او آرام نمی گیرد ....................

 

زندگی نامه ی فریدون فرخزاد به نقل از ویکی پدیای فارسی

 

فریدون فرخزاد (زاده: 15 مهرماه 1317 در چهارراه گمرک شهر تهران - درگذشت: 6 آگوست 1992 در شهر بن آلمان) شومن، خواننده ی  معترض به رژیم جمهوری اسلامی ، بازیگر و شاعر ایرانی بود که توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در تبعید به قتل رسید . وی برادر فروغ فرخزاد شاعر معاصر ایرانی بود.

 

فریدون فرخزاد در پانزدهم مهرماه ۱۳۱۷در چهارراه گمرک تهران متولد شد.مدتی دردبستان رازی وبعد در دبیرستان دارالفنون درس خواند وسپس به آلمان رفت. در مونیخ؛ وین و برلین حقوق سیاسی خواند. تز خود را دربارهٔ تأثیر عقاید مارکس بر کلیسا و حکومت آلمان شرقی نوشت و با درجه (M.A) از دانشگاه مونیخ فارغ التحصیل شد. فرخزاد در سال ۱۹۶۲در مونیخ با آنیا عروسی کردودر سال ۱۹۶۳اشعار آلمانی‌ وی از طرف ناشرین بزرگ کتاب آلمان به‌عنوان بهترین ‌‌‌‌‌اشعار سال برنده‌ی جایزه شد؛ و در کتا‌‌بی که همه ساله منتشر ‌‌‌‌‌‌می‌شود آثار فریدون فرخزاد در ردیف ده شاعر و نویسنده‌ی سال چاپ شد. در سال ۱۹۶۴ اولین دیوان شعر او بنام (زمانی دیگر) به زبان آلمانی انتشار ‌‌‌یافت و جایزه‌ی ادبیات را گرفت. سپس در۱۰مجموعه شعر چاپ شد که یکی از آنهاعنوان بهترین ‌‌‌‌‌اشعار‌‌‌ یک قرن آلمان را بخود اختصاص داد. آن کتاب، در ردیف آثار گوته و شیللر قرار گرفت . شعری که درباره‌ی برلین سرود جایزه‌ی ادبیات برلین را گرفت. وی عضو آکاد‌‌‌‌‌‌می ادبیات جوانان مونیخ شدو در سال ۱۹۶۶ به رادیو تلویزیون مونیخ رفت، و در تلویزیون مونیخ‌‌‌ یک سلسله فیلم رنگی تهیه نمود . در ۱۹۶۷روی موزیک فولکور‌ایران؛ موزیک مدرن ساخت و با‌ این موزیک به فستیوال موسیقی اینسبورگ اتریش راه‌‌‌ یافت که جایزه‌ی اول را هم دریافت نمود. در همان سال ‌امتحان دانشگاه خود را هم داد و در رشته‌ی حقوق سیاسی با درجه عالی فارغ التحصیل گردبد.فریدون فرخزاد بجز زبان آلمانی وانگلیسی، مختصری نیز فرانسه می‌دانست.» فريدون فرخزاد، به جز دكتراى علوم سياسى، شاعر، نويسنده، هنرپيشه ، خواننده ومبتكر چندين برنامه و شو تلويزيونى، از جمله شو موفق "ميخك نقره اى" در ايران بود. كتاب شعر: "در نهايت آغاز جمله است عشق" به فارسى، وكتاب شعر ديگرى به زبان آلمانى از آثار اوست. آخرين كتاب او به نام "من از مردن خسته ام" در مورد قدرت طلبى عناصر مذهبى بود. فرزندش رستم، از آنيتا، همسر آلمانى (همسر اول) اوست. دومين همسر او‌ايرانى بود. پس از حكومت رژيم اسلامى، مجبور به زندگى ,و مبارزه مخفى و بالاخره، ترك وطن شد. در كشور هاى مختلف همراه با ميليون ها ايرانى ديگر طعم آوارگى را چشيد تا نهايتأ در آلمان كه قبلأ ازآنجا فارغ التحصيل شده بود، نخست درشهر هامبورگ و در آخر در شهر بن، ساكن شد . در سال هاى جنگ ايران و عراق، دو بار به اردوگاه اسراى ايرانى در عراق، سفر كرد و بسيارى از كودكان اسير ايرانى را به اروپا انتقال داد، كه با خانواده هاى پذيراى، ايرانى و اروپائى به زندگى پرداختند. در فيلم"وين عشق من" در كنار هنرپيشه معروف زن اطريش، نقش يك حزب اللهى را ايفا كرد. ازآن پس بر عليه جمهورى اسلامى به افشاگرى پرداخت. وی سرانجام با ۴۰ ضربه متعدد چاقو در منزل خویش در بن به قتل رسید.

پنجشنبه ساعت يازده شب، شانزدهم مرداد هزار و سيصد و هفتاد و يك - ششم آگست هزار و نهصد نود و دو ، در شهر بن آلمان درمحل سكونتش جسداو را يافتند.

 آثار فرخزاد

  • درنهايت آغاز جمله است عشق
  • من از مردن خسته ام

مجموعه اشعار

  • در نهایت جمله آغاز است عشق
  • فصلی دیگر (به آلمانی)

 فیلم‌ها

  • عشق من وین به کارگردانی هوشنگ اللهیاری  

 آثار درباره فرخزاد

  • خنیاگر در خون

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 3:56  توسط پریشان | 

غزل   « فتنه  »

 

 

طوفان   در  آسمان   سپید   دلم   گرفت  -   وز   فتنه ی  نگاه ،  دلم ، شعله  دم گرفت

 

 

هرلحظه  که  گذشت ، تو گویی  هزار  سال  -   هر  دم  که  رفت ، آتشی  اندر دلم  گرفت

 

 

افتاد    یک  نگاه  من  اندر نگاه  اوی         -          بر جان من ، دو صد غم و درد و الم گرفت

 

 

آن  غنچه  ی   چو لعل چو شد  باز به  سخن       -         چون   صاعقه ای  در ظلمات   شبم  گرفت

 

 

غمزه  حواله  کرد  چو  لشکر  ،  به سوی من         -        درقلب  ، نیزه دار  وی  ابرو ،علم گرفت

 

 

لرزید این سراچه ی سنگی وسخت  دل       -           چون زلزله  ی عشق ، مرا  دم به دم گرفت

 

 

گرداب  عشق    پیچید   اندر    یم   دلم           -           هر  کشتی  ای  و  قایقی  و  هر   بلم   ، گرفت

 

 

هیچم   نبود   این   چنین  ، گمان  ، که  حالیا          -         این  گونه   به  جانم  فسون  عشق و غم گرفت

 

 

صدها  هزار  باده  ی ناب  ار کشم ،مفید          -         نبود ، چرا که  از  غم  هجران  ، دلم  گرفت

 

 

هر  دم  شود این شور و «پریشانیم» فزون            -             زیرا  دژ حصین  دلم ، آن  صنم  ، گرفت

 

 

بامداد         بیست    و   پنجم     اردی   بهشت   ماه     1387

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 2:39  توسط پریشان | 
 

 

باز سر امتحان عشق / منم و یه برگ سفید / منم و اضطراب و ترس / منم و این دل که تپید

باز سر امتحان عشق / لرزش دستام نمی ذاشت / جواب بدم هر چی که بود / هر چی باید گفته می شد

 

سرمو گذاشتم روی میز / از دستم افتاد قلمم / مرکبا پخش شدن و / سیا کردن برگ سفید / سیا کردن برگ سفید

 

باز سر امتحان عشق / یه ذره دارم کم میارم / کتاب و دفترام کجاست / تا بنویسم جوابارو

آخه سر امتحان عشق / نمیشه حتا یه ذره / تقلب و رونویسی / رو سیاهی پیش همه  

 

سرمو گذاشتم روی میز / از دستم افتاد قلمم / مرکبا پخش شدن و / سیا کردن برگ سفید / سیا کردن برگ سفید

 

تا اومدی سراغ من / دست رو دلم گذاشتی و / حکم قبولی تو امتحان / امضا شدش با دست تو

تا سر امتحان عشق / پیش همه ی عاشقا و تو / رو سفید شدم . چون که شدش / برگه ی من ، دوباره ، سفید / دوباره سفید

 

چهارشنبه 9/5/87

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 0:10  توسط پریشان | 
بالاخره بعد از تاخیرهای زیاد در حالی که طرفداران از شب عید منتظر بودند این آلبوم امروز پخش شد . می تونید اون رو از طریق لینکهای زیر دانلود کنید (با کیفیت 192) :


1- جنگل بدون ریشه - لینک 2 - لینک 3

2- دل تنگی - لینک 2 - لینک 3

3- چوب خط - لینک 2 - لینک 3

4- گل من - لینک2 - لینک3

5- پرنده ی مهاجر - لینک2 - لینک3

6- خدا جون - لینک2 - لینک3

7- تو بارون که رفتی - لینک2 - لینک3

8- دنبال خودت نگرد - لینک2 - لینک3


*منبع : وبلاگ استاد سیاوش قمیشی به مدیریت دوست عزیز داریوش فرخاک فر 

** همه دست به دست هم بدیم برای گروه بزرگ سیاوش با اد کردن این آیدی یاهو : siavshghomayshi90

***کپی این مطالب و لینک ها فقط با ذکر منبع (این وبلاگ) و منبع اصلی (داریوش فرخاک فر) مجاز می باشد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 22:43  توسط پریشان | 
 
رقعه ی اصلی
چاپار
صندوق ِ رقعه ها
ما اینجا برای چه .... رقعه سیاه می کنیم ؟
بعضی ها بهم می گن علّامه ی دهر بعضی ها هم می گن دایره المعارف . چه می دونم ؟
من اینجام برای انتقال ِدانش ، اطلاعات ، تجربیات و احساساتم .

صندوق ِ مراسلات
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
تیر 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
یخدان ِ مراسلات
علوم انسانی
دیگر رقعه و رساله و مراسله نویسان
حافظ ِشیراز
چریک کوچولو (داود)
عبدی بهروان فر (نابغه ی راک ایران)
وب نوشت ( محمدعلی ابطحی )
روزنامه ی کارگزاران
روزنامه ی اعتماد
روزنامه ی اعتماد ملی
هفتان ( بزرگترین سایت اخبار هنری )
خبر گزاری نوروز ( جبهه ی مشارکت )
استاد بزرگوار دکتر عبدالکریم سروش
ملکوتی ها ( حلقه ی ملکوت )
آیین ِمهر (سید حسام فروزان)
استاد احمد ِقابل ( از نو اندیشان ِ فقه ِاسلامی )
دایره المعارف ویکی پدیا ( بخش فارسی )
مانیها (صدای ادبیات ِ آزاد ِ ایران)
سیاوش قمیشی بزرگ
وبگاه اسطوره ی شعر ِامروزین ِ ما : احمد ِ شاملو
آینده ( عباس ِعبدی )
هنوز ( علی اصغر سید آبادی )
رستاک ( اقتصاد ِآزاد )
دلارام آکار
هفته نامه ی شهروند امروز
آوای ققنوس ( حسین )
سقوط (امین)
مائیم که ازخاک برافلاک ...(فعلاً بالعکس)(داود)
۩ رازهایی مهم درباره مردان ۩
۩۞۩ دختر- پسر- زن - مرد ۩۞۩ (رابطه)
تار-مینیاتور (وبگاه پیروان ایرانی ارو ایلوواتار)
سخنانی از بازترین پنجره ی شهر قشنگ (کاملیا مافی)
شاهین نجفی (رپ مبارزه)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 





Powered by WebGozar